شركت پالايش گاز پارسيان
آمار سایت
تعداد بازديد اين صفحه: 288748
تعداد بازديد از سايت: 59704392
تعداد بازديد زيرپورتال: 410678
اين زيرپورتال امروز: 910
در امروز: 94526
اين صفحه امروز: 573
دريافت RSS در امروز: 1269 دريافت RSS صفحه: 3
دمای هوا
در حال لود آب و هواwaiting
مناسبتها
شهيد چمران، شاگرد مكتب علي(ع)، مالك‏اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان 

بسم الله الرحمن الرحيم

من‏المؤمنين‏رجال‏صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي‏نحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا.

«قرآن كريم- الاحزاب آيه23»

سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالك‏اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نمي‏توان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نمي‏شود توصيف نمود و سنجيد.

اين مروري است گذرا و سريع، بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران.

 

ادامه مطلب...

 


بسم الله الرحمن الرحيم

من‏المؤمنين‏رجال‏صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي‏نحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا.

«قرآن كريم- الاحزاب آيه23»

سخن گفتن از شهيدي با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏اي كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، ‌از شير بيشة نبرد و عارف شب‏هاي قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است.

سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالك‏اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نمي‏توان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نمي‏شود توصيف نمود و سنجيد.

اين مروري است گذرا و سريع، بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران.

تـولد:

دكتر مصطفي چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.

تحصيـلات:

وي تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشتة الكترومكانيك فارغ‏التحصيل شد و يك‏سال به تدريس در دانشكدة‌ فني پرداخت.

وي در همة دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات‏علمي در جمع معروف‏ترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا بركلي- با ممتازترين درجة علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.

فعـاليت‏هاي اجتماعي:

از 15سالگي در درس تفسير قرآن مرحوم آيت‏الله طالقاني، در مسجد هدايت، و درس فلسفه و منطق استاد شهيد مرتضي مطهري و بعضي از اساتيد ديگر شركت مي‏كرد و از اولين اعضاء انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سياسي دوران دكتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملي شدن صنعت‏نفت شركت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداري از نهضت‏ملي ايران در كشمكش‏هاي مرگ و حيات اين دوره بود. بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد و سقوط حكومت دكتر مصدق،‌ به نهضت مقاومت ملي ايران پيوست و سخت‏ترين مبارزه‏ها و مسئوليت‏هاي او عليه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ايران، بدون خستگي و با همه قدرت خود، عليه نظام طاغوتي شاه جنگيد و خطرناك‏ترين مأموريت‏ها را در سخت‏‏ترين شرايط با پيروزي به انجام رسانيد.

در امريكا، با همكاري بعضي از دوستانش، براي اولين‏بار انجمن اسلامي دانشجويان امريكا را پايه‏ريزي كرد و از مؤسسين انجمن دانشجويان ايراني در كاليفرنيا و از فعالين انجمن دانشجويان ايراني در امريكا به شمار مي‏رفت كه به دليل اين فعاليت‏ها، بورس تحصيلي شاگرد ممتازي وي از سوي رژيم شاه قطع مي‏شود. پس از قيام خونين 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهري مبارزات مردم مسلمان به رهبري امام‏خميني(ره) دست به اقدامي جسورانه و سرنوشت‏ساز مي‏زند و همه پل‏ها را پشت‏سر خود خراب مي‏كند و به همراه بعضي از دوستان مؤمن و هم‏فكر، رهسپار مصر مي‏شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر،‌ سخت‏ترين دوره‏هاي چريكي و جنگ‏هاي پارتيزاني را مي‏آموزد و به عنوان بهترين شاگرد اين دوره شناخته مي‏شود و فوراً مسئوليت تعليم چريكي مبارزان ايراني به عهدة او گذارده مي‏شود.

به علت برخورداري از بينش عميق مذهبي، از ملي‏گرايي وراي اسلام گريزان بود و وقتي در مصر مشاهده كرد كه جريان ناسيوناليسم عربي باعث تفرقة مسلمين مي‏شود، به جمال عبدالناصر اعتراض كرد و ناصر ضمن پذيرش اين اعتراض گفت كه جريان ناسيوناليسم عربي آنقدر قوي است كه نمي‏توان به راحتي با آن مقابله كرد و با تأسف تأكيد مي‏كند كه مات هنوز نمي‏دانيم كه بيشتر اين تحريكات از ناحية دشمن و براي ايجاد تفرقه در بين مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و يارانش اجازه مي‏دهد كه در مصر نظرات خود را بيان كنند.

در لبنـان:

بعد از وفات عبدالناصر، ايجاد پايگاه چريكي مستقل، براي تعليم مبارزان ايراني، ضرورت پيدا مي‏كند و لذا دكتر چمران رهسپار لبنان مي‏شود تا چنين پايگاهي را تأسيس كند.

او به كمك امام موسي‏صدر، رهبر شيعيان لبنان، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مباني اسلامي پي‏ريزي نموده كه در ميان توطئه‏ها و دشمني‏هاي چپ و راست، با تكيه بر ايمان به خدا و با اسلحة شهادت، خط راستين اسلام انقلابي را پياده مي‏كند و علي‏گونه در معركه‏هاي مرگ و حيات به آغوش گرداب خطر فرو مي‏رود و در طوفان‏هاي سهمناك سرنوشت، حسين‏وار به استقبال شهادت مي‏تازد و پرچم خونين تشيع را در برابر جبارترين ستم‏گران روزگار، صهيونيزم اشغال‏گر و هم‏دستان خونخوار آنها، راست‏گرايان «فالانژ»، به اهتزاز درمي‏آورد و از قلب بيروت سوخته و خراب تا قله‏هاي بلند كوه‏هاي جبل‏عامل و در مرزهاي فلسطين اشغال شده از خود قهرماني‏ها به يادگار گذاشته؛ در قلب محرومين و مستضعفين شيعه جاي گرفته و شرح اين مبارزات افتخارآميز با قلمي سرخ و به شهادت خون پاك شهداي لبنان، بر كف خيابان‏هاي داغ و بر دامنة كوه‏هاي مرزي اسرائيل براي ابد ثبت گرديده است.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران:

دكتر چمران با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز مي‏گردد. همه تجربيات انقلابي و علمي خود را در خدمت انقلاب مي‏گذارد؛ خاموش و آرام ولي فعالانه و قاطعانه به سازندگي مي‏پردازد و همة تلاش خود را صرف تربيت اولين گروه‏هاي پاسداران انقلاب در سعدآباد مي‏كند. سپس در شغل معاونت نخست‏وزير در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر مي‏اندازد تا سريع‏تر و قاطعانه‏تر مسئله كردستان را فيصله دهد تا اينكه بالاخره در قضية فراموش ناشدني «پاوه» قدرت ايمان و ارادة آهينن و شجاعت و فداكاري او بر همگان ثابت مي‏گردد.

در كردستـان:

در آن شب مخوف پاوه، همة اميدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل‏شكسته در ميان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اكثريت پاسداران قتل‏عام شده بودند و همة شهر و تمام پستي و بلندي‏ها به دست دشمن افتاده بود و موج نيروهاي خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزديك‏تر مي‏شد. باران گلوله مي‏باريد و مي‏رفت تا آخرين نقطه مقاومت نيز در خون پاسداران غرق گردد. ولي دكتر چمران با شهامت و شجاعت و ايثارگري فراوان توانست اين شب هولناك را با پيروزي به صبح اميد متصل كند و جان پاسداران باقي‏مانده را نجات دهد و شهر مصيبت‏زده را از سقوط حتمي برهاند.

آنگاه فرمان انقلابي امام‏خميني(ره) صادر شد. فرماندهي كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهي منطقه نيز به عهدة دكتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت درآمدند و همة تجارب انقلابي، ايمان، فداكاري، شجاعت،‌قدرت رهبري و برنامه‏ريزي دكتر چمران در اختيار نيروهاي انقلاب قرار گرفت و عالي‏ترين مظاهر انقلابي و شكوهمندترين قهرماني‏ها به وقوع پيوست و در عرض 15 روز شهرها و راه‏ها و مواضع استراتژيك كردستان به تصرف نيروهاي انقلاب اسلامي درآمد و كردستان از خطر حتمي نجات يافت و مردم مسلمان كرد با شادي و شعف به استقبال اين پيروزي رفتند.

وزارت دفـاع:

دكتر چمران بعد از اين پيروزي بي‏نظير به تهران احضار شد و از طرف رهبر عاليقدر انقلاب، امام‏خميني(ره)، به وزارت دفاع منصوب گرديد.

در پست جديد، براي تغيير و تحول ارتش از يك نظام طاغوتي، به يك سلسله برنامه‏هاي وسيع بنيادي دست زد كه پاك‏سازي ارتش و پياده كردن برنامه‏هاي اصلاحي از اين قبيل است تا به ياري خدا و پشتيباني ملت، ارتشي به وجود آيد كه پاسدار انقلاب و امنيت  استقلال كشور باشد و رسالت مقدس اسلامي ما را به سرمنزل مقصود برساند.

مجلـس:

دكتر مصطفي چمران در اولين دور انتخابات مجلس شوراي اسلامي، از سوي مردم تهران به نمايندگي انتخاب شد و تصميم داشت در تدوين قوانين و نظام جديد انقلابي، بخصوص در ارتش،‌ حداكثر سعي و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشتة ‌ارتش به نظامي انقلابي و شايسته ارتش اسلامي تبديل شود. در يكي از نيايش‏هاي خود بعد از انتخاب نمايندگي مردم در مجلس شوراي اسلامي، اينسان خدا را شكر مي‏گويد: «خدايا، مردم آنقدر به من  محبت كرده‏اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده‏اند كه به راستي خجلم و آنقدر خود را كوچك مي‏بينم كه نمي‏توانم از عهده آن به درآيم. خدايا، تو به من فرصت ده، توانايي ده تا بتوانم از عهده برآيم و شايستة اين همه مهر و محبت باشم.»

وي سپس به نمايندگي رهبر كبير انقلاب اسلامي در شورايعالي دفاع منصوب شد و مأموريت يافت تا بطور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه كند.

در خوزستـان:

گروهي از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربيت و سازماندهي آنان، ستاد جنگ‏هاي نامنظم را در اهواز تشكيل داد. اين گروه كم‏كم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زيادي انجام داد. تنها كساني كه از نزديك شاهد ماجراهاي تلخ و شيرين،‌ پيروزي‏ها و شكست‏ها، شهامت‏ها و شهادت‏ها و ايثارگري‏هاي آنان بودند، به گوشه‏اي از اين خدمات كه دكترچمران شخصاً مايل به تبليغ و بازگويي آنها نبود، آگاهي دارند.

ايجاد واحد مهندسي فعال براي ستاد جنگ‏هاي نامنظم يكي از اين برنامه‏ها بود كه به كمك آن، جاده‏هاي نظامي به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏هاي آب در كنار رود كارون و احداث يك كانال به طول حدود بيست كيلومتر و عرض يك متر در مدتي حدود يك‏ماه، آب كارون را به طرف تانك‏هاي دشمن روانه ساخت، به طوري كه آنها مجبور شدند چند كيلومتر عقب‏نشيني كنند و سدي عظيم مقابل خود بسازند و با اين عمل فكر تسخير اهواز را براي هميشه از سر به دور دارند.

يكي از كارهاي مهم و اساسي او از همان روزهاي اول، ايجاد هماهنگي بين ارتش، سپاه و نيروهاي داوطلب مردمي بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده اين حركت و شيوة جنگ مردمي و هماهنگي كامل بين نيروهاي موجود، تاكتيك تقريباً جديد جنگي بود؛ چيزي كه ابرقدرت‏ها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه اين هماهنگي در خرمشهر بوجود نيامد و نيروهاي مردمي تنها ماندند. او تصميم داشت به خرمشهر نيز برود، ولي به علت عدم وجود فرماندهي مشخص در آنجا و خطر سقوط جدي اهواز، موفق نشد ولي چندين‏بار نيروهايي بين دويست تا يك‏هزار نفر را سازماندهي كرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به كمك ديگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگي نابرابر مقابل حملات پياپي دشمن تا مدت‏ها مقاومت كنند.

محرم ماه شهادت و پيروزي سوسنگرد:

پس از يأس دشمن از تسخير اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل‏بسته بود تا روياي قادسيه را تكميل كند و براي دومين‏بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانك‏هاي او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادي از آنان توانستند به داخل شهر راه يابند.

دكتر چمران كه از محاصره تعدادي از ياران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، ‌با فشار و تلاش فراوان خود و آيت‏الله خامنه‏اي، ارتش را آماده ساخت كه براي اولين‏بار دست به يك حمله خطرناك و حماسه‏‏آفرين نابرابر بزند و خود نيز نيروهاي مردمي و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازماندهي كرد و با نظمي نو و شيوه‏اي جديد از جانب جادة اهواز- سوسنگرد  به دشمن يورش بردند. شهيدچمران پيشاپيش يارانش، به شوق كمك و ديدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوي اين شهر مي‏شتافت كه در محاصرة تانك‏هاي دشمن قرار گرفت. او ساير رزمندگان را به سوي ديگري فرستاد تا نجات يابند و خود را به حلقة‌ محاصرة دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بيشتر بود و او هميشه به دامان خطر فرو مي‏رفت. در اين هنگام بود كه نبرد سختي درگرفت؛ نيروهاي كماندوي دشمن از پشت تانك‏ها به او حمله كردند و او همچون شيري در ميدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه‏اي به نقطه‏اي ديگر و از سنگري به سنگري ديگر مي‏رفت. كماندوهاي دشمن او را زير رگبار گلولة خود گرفته بودند، تانك‏ها به سوي او تيراندازي مي‏كردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شديد آنها سريع، چابك، برافروخته و شادان از شوق شهادت در ركاب حسين(ع) و در راه حسين(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغيير مي‏داد. در همين اثناء، هم‏رزم باوفايش به شهادت رسيد و او يك‏تنه به نبرد حسين‏گونه خود ادامه مي‏داد و به سوي دشمن حمله مي‏برد. هرچه تنور جنگ گرم‏تر كي‏شد و آتش حمله بيشتر زبانه مي‏كشيد، چهرة ملكوتي او، اين مرد راستين خدا و سرباز حسين(ع)، گلگون‏تر وشوق به شهادتش افزون‏تر مي‏شد تا آنكه در حين «رقص چنين ميانه ميدان» از دو قسمت پاي چپ زخمي شد. خون گرم او با خاك كربلاي خوزستان درهم آميخت و نقشي زيبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفريد و هنوز هم گرمي قطرات خون او گرمي‏بخش رزمندگان باوفاي اسلام و سرخي خونش الهام‏بخش پيروزي نهايي و بزرگ آنان است.

با پاي زخمي بر يك كاميون عراقي حمله برد. سربازان صدام از يورش اين شير ميدان گريخته و او به كمك جوان چابك ديگري كه خود را به مهلكه رسانده بود، به داخل كاميون نشست و با لباني متبسم، ديگران را نويد پيروزي مي‏داد.

خبر زخمي شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزديكي دروازة سوسنگرد، شور و هيجاني آميخته با خشم و اراده و شجاعت در ياران او و ساير رزمندگان افكند كه بي‏محابا به پيش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمندة مؤمن را از چنگال صداميان نجات بخشيدند. دكتر چمران با همان كاميوني كه خود را به بيمارستاني در اهواز رسانيد و بستري شد، اما بيش از يك شب در بيمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ‏هاي نامنظم و دوباره با پاي زخمي و دردمند به ارشاد ياران وفادار خود پرداخت. جالب اينجا بود كه در همان شبي كه در بيمارستان بستري بود، جلسة مشورتي فرماندهان نظامي (تيمسار شهيدفلاحي، فرماندة لشگر 92، شهيد كلاهدوز، مسئولين سپاه و سرهنگ محمد سليمي كه رئيس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نمايندة امام در سپاه پاسداران (شهيدمحلاتي) در كنار تخت او در بيمارستان تشكيل شد و درهمان حال و همان شب، پيشنهاد حمله به ارتفاعات الله‏كبر را مطرح كرد.

آغاز حركت مجدد:

به رغم اصرار و پيشنهاد مسئولين و دوستانش، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگ‏هاي نامنظم و حركت به تهران براي معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالي كه در كنار بسترش و در مقابلش نقشه‏هاي نظامي منطقه، مقدار پيشروي دشمن و حركت نيروهاي خودي نصب شده بود و او كه قدرت و ياراي به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها مي‏نگريست و مرتب طرح‏هاي جالب و پيشنهادات سازنده در زمينه‏هاي مختلف نظامي، مهندسي و حتي فرهنگي ارائه مي‏داد. كم‏كم زخم‏هاي پاي او التيام مي‏يافت و او ديگر نمي‏توانست سكون را تحمل  كند و با چوب زيربغل به پا خاست و بازهم آمادة رفتن به جبهه شد.

به دنبال نبرد بيست و هشتم صفر (پانزدهم دي‏ماه 59) كه منجر به شكست قسمتي از نيروهاي ماشد و فاجعة هويزه به بار آمد، ديگر تاب نشستن نياورد، تعدادي از رزمندگان شجاع و جان بر كف را از جبهه فرسيه انتخاب كرد و با چند هليكوپتر كه خود فرماندهي آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زيربغل دست به عملي بي‏سابقه و انتحاري زد. او در حالي كه از درد جنگ به خود مي‏پيچيد و از ناراحتي مي‏خروشيد، آمادة حمله به نيروهاي پشت جبهه و تداركاتي دشمن در جاده جفير به طلايه شد كه به خاطر آتش شديد دشمن، هليكوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هويزه بگذرند و حملة هوايي دشمن هليكوپترها را مجبور به بازگشت ساخت كه وي از اين بازگشت سخت ناراحت و عصباني بود.

ديدار امام امت:

بالاخره در اسفند ماه 59 چوب زيربغل را نيز كنار گذاشت و با كمي ناراحتي راه مي‏رفت و همراه با هم‏رزمانش از يكايك جبهه‏هاي نبرد در اهواز ديدن كرد.

پس از زخمي شدن، ‌اولين‏بار، براي ديدار با امام امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسيد و حوادثي را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عمليات و پيشنهادات خود را ارائه داد. امام امت(ره) پدرانه و با ملاطفت خاصي به سخنانش گوش مي‏داد، او و همة رزمندگان را دعا مي‏كرد و رهنمودهاي لازم را ارائه مي‏داد.

دكتر چمران از سكون و عدم تحركي كه در جبهه‏ها وجود داشت دائماً رنج مي‏برد و تلاش مي‏كرد كه با ارائه پيشنهادات و برنامه‏هاي ابتكاري حركتي بوجود آورد و اغلب اين حركت‏ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏بركف ستاد نيز عملي مي‏ساخت. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه‏هاي الله‏اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزديكي مرز است، رسانده تا ارتباط شمالي و جنوبي نيروهاي عراقي و مرز پيوسته آنان قطع شود. بالاخره در سي‏ويكم ارديبهشت ماه سال شصت، با يك حملة‌ هماهنگ و برق‏آسا، ارتفاعات الله‏اكبر فتح شد كه پس از پيروزي سوسنگرد بزرگترين پيروزي تا آن زمان بود. شهيد چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمرة اولين كساني بود كه پاي به ارتفاعات الله‏اكبر گذاشت؛ درحالي كه دشمن زبون هنوز در نقاطي مقاومت مي‏كرد. او و فرماندة شجاعش ايرج رستمي، دو روز بعد، با تعدادي از جان بركفان و ياران خود توانستند با فداكاري و قدرت تمام تپه‏هاي شحيطيه (شاهسوند) را به تصرف درآوردند، درحالي كه ديگران در هاله‏اي از ناباوري به اين اقدام جسورانه مي‏نگريستند.

پس از پيروزي ارتفاعات الله‏اكبر، اصرار داشت نيروهاي ما هرچه زودتر، قبل از اينكه دشمن بتواند استحكاماتي براي خود ايجاد كند، به سوي بستان سرازير شوند كه اين كار عملي نشد و شهيدچمران خود طرح تسخير دهلاويه را با ايثار و گذشت و فداكاري جان بر كف ستاد جنگ‏هاي نامنظم و به فرماندهي ايرج رستمي عملي ساخت.

فتح دهلاويه، در نوع خود عملي جسورانه و خطرناك و غرورآفرين بود. نيروهاي مؤمن ستاد پلي بر روي رودخانة كرخه زدند، پلي ابتكاري و چريكي كه خود ساخته بودند. از رودخانه عبور كردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاويه را به ياري خداي برگ فتح كردند. اين اولين پيروزي پس از عزل بني‏صدر از فرماندهي كل قوا بود كه به عنوان طليعة پيروزي‏هاي ديگر به حساب آمد.

در سي‏ام خردادماه سال شصت، يعني يك‏ماه پس از پيروزي ارتفاعات الله‏اكبر، در جلسة فوق‏العاده شورايعالي دفاع در اهواز با حضور مرحوم آيت‏الله اشراقي شركت و از عدم تحرك وسكون نيروها انتقاد كرد و پيشنهادات نظامي خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد.

اين آخرين جلسة شورايعالي دفاع بود كه شهيدچمران در آن شركت داشت و فرداي آن روز، روز غم‏انگيز و بسيار سخت و هولناكي بود.

به سوي قربانگاه:

در سحرگاه سي‏ويكم خردادماه شصت، ايرج رستمي فرمانده منطقه دهلاويه به شهادت رسيد و شهيد دكترچمران به شدت از اين حادثه افسرده و ناراحت بود. غمي مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمي را فرا گرفته بود. دسته‏اي از دوستان صميمي او مي‏گريستند و گروهي ديگر مبهوت فقط به هم مي‏نگريستند. از در و ديوار، ‌از جبهه و شهر، بوي مرگ و نسيم شهادت مي‏وزيد و گويي همه در سكوتي مرگبار منتظر حادثه‏اي بزرگ و زلزله‏اي وحشتناك بودند. شهيدچمران، يكي ديگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاويه به جاي رستمي معرفي كند و در لحظة حركت وي، يكي از رزمندگان با سادگي و زيبايي گفت: «همانند روز عاشورا كه يكايك ياران حسين(ع) به شهادت رسيدند، عباس علمدار او (رستمي) هم به شهادت رسيد و اينك خود او همانند ظهر عاشوراي حسين(ع) آمادة حركت به جبهه است.»

همة‌ اطرافيانش هنگام خروج از ستاد با او وداع مي‏كردند و با نگاه‏هاي اندوه‏بار تا آنجا كه چشم مي‏ديد و گوش مي‏شنيد، او و همراهانش را دنبال مي‏كردند و غمي مرموز و تلخ بر دلشان سنگيني مي‏كرد.

دكتر چمران، شب قبل در آخرين جلسة مشورتي ستاد، يارانش را با وصاياي بي‏سابقه‏اي نصيحت كرده بود و خدا مي‏داند كه در پس چهرة ساكت و آرام ملكوتي او چه غوغا و چه شور و هيجاني از شوق رهايي، رستن از غم و رنج‏ها، شنيدن دروغ و تهمت‏ها و دم‏برنياوردن‏ها و از شوق شهادت برپا بود. چه بسيار ياران باوفاي او به شهادت رسديه بودند و اينك او خود به قربانگاه مي‏رفت. سال‏ها ياران و تربيت‏شدگان عزيزش در مقابل چشمانش و در كنارش شهيد شدند و او آنها را بر دوش گرفت و خود در اشتياق شهادت سوخت، ولي خداي بزرگ او را در اين آزمايش‏هاي سخت محك مي‏زد و مي‏آزمود، او را هر چه بيشتر مي‏گداخت و روحش را صيقل مي‏داد تا قرباني عاليتري از خاكيان را به ملائك معرفي نمايد و بگويد: اني اعلم مالاتعلمون. «من چيزهايي مي‏دانم كه شما نمي‏دانيد.»

به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بين راه مرحوم آيت‏الله اشراقي و شهيد تيمسار فلاحي را ملاقات كرد. براي آخرين‏بار يكديگر را بوسيدند و بازهم به حركت ادامه داد تا به قربانگاه رسيد. همة رزمندگان را در كانالي پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت فرمانده‏شان، ايرج رستمي را به آنها تبريك و تسليت گفت و با صدايي محزون و گرفته از غم فقدان رستمي، ولي نگاهي عميق و پرنور و چهره‏اي نوراني و دلي والامال از عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار، گفت: «خدا رستمي را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، مي‏برد.»

خداوند ثابت كرد كه او را دوست مي‏دارد و چه زود او را به سوي خود فراخواند.

شهـادت:

سخنش تمام شد، با همة رزمندگان خداحافظي و ديده‏بوسي كرد، به همة سنگرها سركشي نمود و در خط مقدم، در نزديك‏ترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبي با چشم غيرمسلح ديده مي‏شد و مطمئناً دشمن هم آنها را ديده بود. آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمي قرباني‏هاي ديگري نيز گرفته بود، باريدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالي مات و مبهوت در انتظار حادثه‏اي جانكاه بودند كه خمپاره‏ها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت يكي از خمپاره‏هاي صداميان، يكي از نمونه‏هاي كامل انساني كه ماية‌ مباهات خداوند است، يكي از شاگردان متواضع علي(ع) و حسين(ع)، يكي از عارفان سالك راه حق و حقيقت و يكي از ارزشمندترين انسان‏هاي علي‏گونه و يكي از ياران باوفاي امام‏خميني(ره) از ديار ما رخت بربست و به ملكوت اعلي پيوست.

تركش خمپارة دشمن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد و تركش‏هاي ديگر صورت و سينة دو يارش را كه در كنارش ايستاده بودند، شكافت و فرياد و شيون رزمندگان و دوستان و برادران باوفايش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاري بود و چهرة ملكوتي و متبسم و در عين‏حال متين و محكم و موقر آغشته به خاك و خونش، با آنكه عميقاً سخن‏ها داشت، ولي ظاهراً ديگر با كسي سخن نگفت و به كسي نگان نكرد. شايد در آن اوقات، همانطوري كه خود آرزو كرده بود، حسين(ع) بر بالينش بود و او از عشق ديدار حسين(ع) و رستن از اين دنياي پر از درد و پيوستن به روح، به زيبايي، به ملكوت اعلي و به ديار مصفاي شهيدان، فرصت نگاهي و سخني با ما خاكيان را نداشت.

در بيمارستان سوسنگرد كه بعداً به نام شهيد دكترچمران ناميده شد، كمك‏هاي اوليه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولي افسوس كه فقط جسم بي‏جانش به اهواز رسيد و روح او سبكبال و با كفني خونين كه لباس رزم او بود، به ديار ملكوتيان و به نزد خداي خويش پرواز كرد و نداي پروردگار را لبيك گفت كه: «ارجعي الي ربك راضيه مرضيه»

از شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، اين فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حركت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلكه امت مسلمان ايران و شيعيان محروم لبنان به پا خاستند و حتي ملل مستضعف و زاده دنيا غرق در حسرت و ماتم گرديدند.

امواج خروشان مردم حق‏شناس ما، خشمگين از اين جنايت صدام و اندوهبار و اشك‏آلود،‌ پيكر پاك او را در اهواز و تهران تشييع كردند كه «انالله و انّااليه راجعون.»

بلي، اين‏چنين زندگي سراسر تلاش و مبارزة خالصانه و عارفانه در راه خداي او آغاز گشت و اين‏چنين در كربلاي خوزستان در جهاد و نبرد روياروي عليه باطل، حسين‏گونه به خاك شهادت افتاد و به ملكوت اعلي عروج كرد و به آرزوي ديرين خود كه قرباني شدن عاشقانه در راه خدا بود، نايل گشت. خدايش رحمت كند و او را با حسين(ع) و شهداي كربلا محشور گرداند.

والسلام علي من‏اتبع‏الهدي

 
1391/3/31 چهارشنبه 
 
ولادت حضرت محمد (ص) و گراميداشت هفته وحدت 


 
1389/11/30 شنبه 
 
السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين (ع) 

اي قوم در اين عزا بگرييد ..... بر کشته ي کربلا بگرييد ..... با اين دل مرده ، خنده تا چند ؟! ..... امروز در اين عزا بگرييد.

                     لا يوم کيومک يا أبا عبد الله

عامل اصلي قيام امام حسين عليه السلام چه بود؟
در مورد نهضت امام حسين عليه السلام ، عده اي بر اين عقيده اند که امام به خاطر نامه هايي که از سوي مردم کوفه براي ايشان فرستاده شد و از امام دعوت کردند که براي تشکيل حکومت اسلامي به کوفه بروند، به سمت کوفه حرکت کردند و قيام کربلا پيش آمد.
سؤالي که ممکن است مطرح شود اين است که؛ آيا اگر مردم کوفه از امام حسين عليه السلام دعوت نمي کردند ، قيام امام اتفاق نمي افتاد؟
در جواب اين سؤال بايد گفت قيام امام حسين عليه السلام عوامل مختلفي داشت و دعوت مردم کوفه از امام هم يکي از اين عوامل بود ولي عامل اصلي قيام امام نبود.
بعد از مرگ معاويه در نيمه ي ماه رجب سال 60 هجري، يزيد به حاکم مدينه ( وليد بي عتبة بن ابي سفيان ) دستور داد که از حسين بن علي براي خلافت او بيعت بگيرد. ولي امام حسين عليه السلام از اين کار سر باز زد، زيرا بيعت با يزيد نه تنها به معناي پذيرفتن خلافت شخص ننگيني مانند او بود ، بلکه به معناي تأييد بدعت بزرگي هم بود و آن تأسيس رژيم سلطنتي بود که معاويه آن را پايه گذاري کرده بود.
امام پس از چند روز مقاومت در برابر حاکم مدينه، در 28 رجب با اعضاي خانواده و تعدادي از بني هاشم، مدينه را به سوي مکه ترک کرد و در سوم شعبان وارد اين شهر شد.
اولين نامه کوفيان حدود چهل روز پس از اقامت امام حسين عليه السلام در مکه به دست آن حضرت رسيد و اين خود گواه بر اين مسأله است که حتي اگر مردم کوفه از امام حسين عليه السلام دعوت نمي کردند، امام باز هم به مخالفت خود با خلافت يزيد مي پرداخت. از طرف ديگر اگر دعوت مردم کوفه عامل اساسي قيام بود ، وقتي که خبر رسيد مسلم بن عقيل نماينده ي امام در کوفه به شهادت رسيده است ، امام دست از سخنان و مواضع خود برمي داشت و از ادامه سفر خود صرفنظر مي کرد.
عده اي هم بر اين عقيده هستند که عامل اصلي قيام امام حسين عليه السلام اين بود که يزيد امام را وادار به بيعت با خود کرد و امام مجبور شد در مقابل اين زورگويي قيام کند.
سؤالي که در اينجا مطرح مي شود اين است که آيا اگر يزيد براي بيعت گرفتن از امام حسين عليه السلام به او فشار نمي آورد ، باز هم ايشان با حکومت يزيد مخالفت مي کرد؟
 سخنان امام در طول سفري که آغاز کردند بيانگر اين موضوع است که حتي اگر جهت پذيرفتن بيعت با يزيد تحت فشار قرار نمي گرفت، باز هم نهضت خود را برپا مي کرد و به مخالف با حکومت يزيد بر مي خواست.
امام قبل از حرکت از مدينه، وصيت نامه اي خطاب به برادرش « محمد حنفيه » نوشت و در آن علت قيام و نهضت خود را اصلاح امور امت اسلامي و امر به معروف و نهي از منکر ، و زنده کردن سيره ي جدش رسول الله صلي الله عليه و آله و سلّم و پدرش علي بن ابيطالب عليه السلام معرفي کرد. (1)
همچنين امام حسين عليه السلام در خطبه اي که براي سپاه « حُرّ » ايراد کرد، انگيزه قيام خود را چنين شرح داد:
« مردم! پيامبر خدا فرمود: هر مسلماني با سلطان ستمگري مواجه گردد که حرام خدا را حلال شمرده و پيمان الهي را در هم مي شکند، با سنّت و قانون پيامبر از در مخالفت در آمده و در ميان بندگان خدا راه گناه و معصيت و عدوان و دشمني در پيش گيرد، ولي او در مقابل چنين سلطاني، با عمل و يا با گفتار اظهار مخالفت نکند، بر خداوند است که اين فرد ( ساکت ) را به کيفر همان ستمگر ( آتش جهنم ) محکوم کند.
مردم! آگاه باشيد اينان ( بني اميه ) اطاعت خدا را ترک و پيروي از شيطان را بر خود فرض نموده اند، فساد را ترويج و حدود الهي را تعطيل نموده، فيء را ( که مختص به خاندان پيامبر است ) به خود اختصاص داده اند و من به هدايت و رهبري جامعه ي مسلمانان و قيام بر ضد اين همه فساد و مفسدين که دين جدم را تغيير داده اند، از ديگران شايسته ترم ... »
يکي ديگر از خطبه هاي امام حسين عليه السلام در راه عراق در محلي به نام « ذي حُسُم » در ميان ياران خود است که فرمود:
« پيشامد ما همين است که مي بينيد. جدّا اوضاع زمان دگرگون شده، زشتي ها آشکار و نيکي ها و فضيلت ها از محيط ما رخت بر بسته است، و از فضيلت ها جز اندکي مانند قطرات ته مانده ي ظرف آب باقي نمانده است. مردم در زندگي پست و ذلت باري به سر مي برند و صحنه ي زندگي، همچون چراگاهي سنگلاخ و کم علف، به جايگاه سخت و دشواري تبديل شده است.
آيا نمي بينيد که ديگر به حق عمل نمي شود، و از باطل خودداري نمي شود؟
در چنين وضعي جا دارد که شخص با ايمان مشتاق ديدار پروردگار باشد، در چنين محيط ذلت بار و آلوده اي مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمگران را جز رنج و آزردگي و ملال نمي دانم.
اين مردم بردگان دنيا هستند، و دين لقلقه ي زبانشان مي باشد، حمايت و پشتيبانيشان از دين تا آنجا است که زندگيشان همراه با رفاه و آسايش باشد، و آنگاه که در بوته ي امتحان قرار گرفتند، دينداران کم خواهند بود. » (2)

منابع:
1. مجلسي _ بحار الأنوار _ ج 44 _ ص 329 .
2. حسن بن علي بن شعبه _ تحف العقول _ ص 245 ؛  و سيد بن طاووس _ اللهوف _ ص 33 ؛ و مجلسي _ بحار الأنوار _ ج 44 _ ص 192( طبق نقل مجلسي، امام اين خطبه را در کربلا و پس از رويارويي با سپاه عمر بن سعد ايراد کرده است. )


اي قوم در اين عزا بگرييد ..... بر کشته ي کربلا بگرييد ..... با اين دل مرده ، خنده تا چند ؟! ..... امروز در اين عزا بگرييد.

                 لا يوم کيومک يا أبا عبد الله

عامل اصلي قيام امام حسين عليه السلام چه بود؟
در مورد نهضت امام حسين عليه السلام ، عده اي بر اين عقيده اند که امام به خاطر نامه هايي که از سوي مردم کوفه براي ايشان فرستاده شد و از امام دعوت کردند که براي تشکيل حکومت اسلامي به کوفه بروند، به سمت کوفه حرکت کردند و قيام کربلا پيش آمد.
سؤالي که ممکن است مطرح شود اين است که؛ آيا اگر مردم کوفه از امام حسين عليه السلام دعوت نمي کردند ، قيام امام اتفاق نمي افتاد؟
در جواب اين سؤال بايد گفت قيام امام حسين عليه السلام عوامل مختلفي داشت و دعوت مردم کوفه از امام هم يکي از اين عوامل بود ولي عامل اصلي قيام امام نبود.
بعد از مرگ معاويه در نيمه ي ماه رجب سال 60 هجري، يزيد به حاکم مدينه ( وليد بي عتبة بن ابي سفيان ) دستور داد که از حسين بن علي براي خلافت او بيعت بگيرد. ولي امام حسين عليه السلام از اين کار سر باز زد، زيرا بيعت با يزيد نه تنها به معناي پذيرفتن خلافت شخص ننگيني مانند او بود ، بلکه به معناي تأييد بدعت بزرگي هم بود و آن تأسيس رژيم سلطنتي بود که معاويه آن را پايه گذاري کرده بود.
امام پس از چند روز مقاومت در برابر حاکم مدينه، در 28 رجب با اعضاي خانواده و تعدادي از بني هاشم، مدينه را به سوي مکه ترک کرد و در سوم شعبان وارد اين شهر شد.
اولين نامه کوفيان حدود چهل روز پس از اقامت امام حسين عليه السلام در مکه به دست آن حضرت رسيد و اين خود گواه بر اين مسأله است که حتي اگر مردم کوفه از امام حسين عليه السلام دعوت نمي کردند، امام باز هم به مخالفت خود با خلافت يزيد مي پرداخت. از طرف ديگر اگر دعوت مردم کوفه عامل اساسي قيام بود ، وقتي که خبر رسيد مسلم بن عقيل نماينده ي امام در کوفه به شهادت رسيده است ، امام دست از سخنان و مواضع خود برمي داشت و از ادامه سفر خود صرفنظر مي کرد.
عده اي هم بر اين عقيده هستند که عامل اصلي قيام امام حسين عليه السلام اين بود که يزيد امام را وادار به بيعت با خود کرد و امام مجبور شد در مقابل اين زورگويي قيام کند.
سؤالي که در اينجا مطرح مي شود اين است که آيا اگر يزيد براي بيعت گرفتن از امام حسين عليه السلام به او فشار نمي آورد ، باز هم ايشان با حکومت يزيد مخالفت مي کرد؟
 سخنان امام در طول سفري که آغاز کردند بيانگر اين موضوع است که حتي اگر جهت پذيرفتن بيعت با يزيد تحت فشار قرار نمي گرفت، باز هم نهضت خود را برپا مي کرد و به مخالف با حکومت يزيد بر مي خواست.
امام قبل از حرکت از مدينه، وصيت نامه اي خطاب به برادرش « محمد حنفيه » نوشت و در آن علت قيام و نهضت خود را اصلاح امور امت اسلامي و امر به معروف و نهي از منکر ، و زنده کردن سيره ي جدش رسول الله صلي الله عليه و آله و سلّم و پدرش علي بن ابيطالب عليه السلام معرفي کرد. (1)
همچنين امام حسين عليه السلام در خطبه اي که براي سپاه « حُرّ » ايراد کرد، انگيزه قيام خود را چنين شرح داد:
« مردم! پيامبر خدا فرمود: هر مسلماني با سلطان ستمگري مواجه گردد که حرام خدا را حلال شمرده و پيمان الهي را در هم مي شکند، با سنّت و قانون پيامبر از در مخالفت در آمده و در ميان بندگان خدا راه گناه و معصيت و عدوان و دشمني در پيش گيرد، ولي او در مقابل چنين سلطاني، با عمل و يا با گفتار اظهار مخالفت نکند، بر خداوند است که اين فرد ( ساکت ) را به کيفر همان ستمگر ( آتش جهنم ) محکوم کند.
مردم! آگاه باشيد اينان ( بني اميه ) اطاعت خدا را ترک و پيروي از شيطان را بر خود فرض نموده اند، فساد را ترويج و حدود الهي را تعطيل نموده، فيء را ( که مختص به خاندان پيامبر است ) به خود اختصاص داده اند و من به هدايت و رهبري جامعه ي مسلمانان و قيام بر ضد اين همه فساد و مفسدين که دين جدم را تغيير داده اند، از ديگران شايسته ترم ... »
يکي ديگر از خطبه هاي امام حسين عليه السلام در راه عراق در محلي به نام « ذي حُسُم » در ميان ياران خود است که فرمود:
« پيشامد ما همين است که مي بينيد. جدّا اوضاع زمان دگرگون شده، زشتي ها آشکار و نيکي ها و فضيلت ها از محيط ما رخت بر بسته است، و از فضيلت ها جز اندکي مانند قطرات ته مانده ي ظرف آب باقي نمانده است. مردم در زندگي پست و ذلت باري به سر مي برند و صحنه ي زندگي، همچون چراگاهي سنگلاخ و کم علف، به جايگاه سخت و دشواري تبديل شده است.
آيا نمي بينيد که ديگر به حق عمل نمي شود، و از باطل خودداري نمي شود؟
در چنين وضعي جا دارد که شخص با ايمان مشتاق ديدار پروردگار باشد، در چنين محيط ذلت بار و آلوده اي مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمگران را جز رنج و آزردگي و ملال نمي دانم.
اين مردم بردگان دنيا هستند، و دين لقلقه ي زبانشان مي باشد، حمايت و پشتيبانيشان از دين تا آنجا است که زندگيشان همراه با رفاه و آسايش باشد، و آنگاه که در بوته ي امتحان قرار گرفتند، دينداران کم خواهند بود. » (2)

منابع:
1. مجلسي _ بحار الأنوار _ ج 44 _ ص 329 .
2. حسن بن علي بن شعبه _ تحف العقول _ ص 245 ؛  و سيد بن طاووس _ اللهوف _ ص 33 ؛ و مجلسي _ بحار الأنوار _ ج 44 _ ص 192( طبق نقل مجلسي، امام اين خطبه را در کربلا و پس از رويارويي با سپاه عمر بن سعد ايراد کرده است. )

 
1389/9/24 چهارشنبه 
 
عيد غدير خم مبارك باد 

 

«غدير»در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند...


 

عيد غدير خم

«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.

در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمنكه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67)

در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كرده‌اند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم‌ نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3)

سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك مي‌گفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي را سرود.

حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.

علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند. مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كرده‌اند مثل «الولايه في طرق حديث الغدير»  اثر محمد بن جرير طبري.

عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشته‌اند.

«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز هجدهم ذي الحجه است»...

 


منابع:
1- قرآن

2- دايره المعارف تشيع، جلد ششم، تهران: نشر شهيد محبي، 1376.

3- دشتي، محمد، جايگاه غدير، قم: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين (ع)، 1380

4- دواني،علي، غدير خم: حديث ولايت، تهران: نشر مطهر، 1383.

5- رضواني، علي اصغر، غدير شناسي و پاسخ به شبهات، قم: مسجد مقدس صاحب الزمان ( جمكران )، 1384.

 
1389/9/4 پنجشنبه 
 
شهادت حضرت امام جواد (ع) تسليت باد 
شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت، حضرت امام محمد تقي (ع) تسليت عرض مي نماييم.

شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت، حضرت امام محمد تقي (ع) تسليت عرض مي نماييم.
 
1389/8/16 يكشنبه 
 
سيزده آبان روز دانش آموز مبارك باد 

سيزده آبان

سيزدهم آبان سالگرد سه رويداد مهم در تاريخ ايران است تبعيد امام خميني به تركيه در 13 آبان 1343، كشتار دانش‌آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و تسخير سفارت آمريكا در 13 آبان 1358، سه رويداد متفاوت بودند، ولي هر يك در شكل دادن به حركت انقلاب اسلامي نقش خاصي ايفا كردند. هويت هر سه رخداد، مبارزه با استكبار و عوامل آن است و به همين دليل اين روز «روز ملي مبارزه با استكبار» ناميده مي‌شود.

تبعيد امام خميني

در 13 آبان 1343 امام خميني توسط مأموران حكومت شاه بازداشت و پس از انتقال از قم به تهران، به تركيه تبعيد شدند. اين تبعيد در پي اعتراض امام به سياستهاي حكومت پهلوي و از جمله تصويب لايحه كاپيتولاسيون به وقوع پيوست. امام 9 روز پيش از تبعيد، در مراسمي كه به مناسبت ميلاد حضرت زهرا (س) در منزلشان برگزار شد، با ايراد نطقي، جنايات و مفاسد كاپيتولاسيون را تشريح كردند. امام در سپيده دم 13 آبان توسط يك گروه از مأموران ساواك به سرپرستي سرهنگ مولوي ـ رئيس ساواك تهران ـ بازداشت شدند و هنوز آفتاب از افق سرنزده بوده كه با يك فروند هواپيماي نظامي از فرودگاه مهرآباد به تركيه تبعيد شدند. اطلاعيه كوتاه ساواك كه از راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها انتشار يافت، چنين بود:

«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلائل كافي چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد، لذا در تاريخ 13 آبان 1343 از ايران تبعيد گرديد.» «1»...


سيزده آبان

سيزدهم آبان سالگرد سه رويداد مهم در تاريخ ايران است تبعيد امام خميني به تركيه در 13 آبان 1343، كشتار دانش‌آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و تسخير سفارت آمريكا در 13 آبان 1358، سه رويداد متفاوت بودند، ولي هر يك در شكل دادن به حركت انقلاب اسلامي نقش خاصي ايفا كردند. هويت هر سه رخداد، مبارزه با استكبار و عوامل آن است و به همين دليل اين روز «روز ملي مبارزه با استكبار» ناميده مي‌شود.

تبعيد امام خميني

در 13 آبان 1343 امام خميني توسط مأموران حكومت شاه بازداشت و پس از انتقال از قم به تهران، به تركيه تبعيد شدند. اين تبعيد در پي اعتراض امام به سياستهاي حكومت پهلوي و از جمله تصويب لايحه كاپيتولاسيون به وقوع پيوست. امام 9 روز پيش از تبعيد، در مراسمي كه به مناسبت ميلاد حضرت زهرا (س) در منزلشان برگزار شد، با ايراد نطقي، جنايات و مفاسد كاپيتولاسيون را تشريح كردند. امام در سپيده دم 13 آبان توسط يك گروه از مأموران ساواك به سرپرستي سرهنگ مولوي ـ رئيس ساواك تهران ـ بازداشت شدند و هنوز آفتاب از افق سرنزده بوده كه با يك فروند هواپيماي نظامي از فرودگاه مهرآباد به تركيه تبعيد شدند. اطلاعيه كوتاه ساواك كه از راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها انتشار يافت، چنين بود:

«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلائل كافي چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد، لذا در تاريخ 13 آبان 1343 از ايران تبعيد گرديد.» «1»

در پي تبعيد امام خميني عليرغم فضاي خفقان، موجي از اعتراض‌ها به صورت تظاهرات در بازار تهران، تعطيلي طولاني دروس حوزه‌‌ها و ارسال طومارها و نامه‌ها به سازمانهاي بين‌المللي و مراجع تقليد جلوه‌گر شد. آيت‌الله حاج مصطفي خميني نيز در روز تبعيد امام بازداشت و زنداني شد و پس از چندي در 13 دي 1343 به تركيه نزد پدر تبعيد شد.

دوران تبعيد امام به تركيه بسيار سخت و شكننده بود. امام حتي از پوشيدن لباس روحانيت منع شده بودند. محل اقامت اوليه امام هتل بلوار پالاس آنكارا بود. امافرداي آن روز براي مخفي‌ نگاهداشتن محل اقامت، امام را به محلي واقع در خيابان آتاترك منتقل كردند. چند روز بعد (21 آبان 1343) براي منزوي‌تر ساختن ايشان و قطع هرگونه ارتباط، محل تبعيد را به شهر بورسا واقع در 46 كيلومتري غرب آنكارا انتقال دادند. در اين مدت امكان هرگونه اقدام سياسي از امام خميني سلب شده و ايشان تحت مراقبت مستقيم مأمورين اعزامي ايران و نيروهاي امنيتي تركيه قرار داشتند

امام خميني جمعاً 11 ماه در تركيه به سر بردند، سپس ساواك با هماهنگي دولت تركيه ايشان را در 13 مهر 1344 به عراق تبعيد كردند. ايشان به مدت 13 سال تحت نظارت توأم با فشار رژيم بعثي عراق بودند. در بحبوحه انقلاب اسلامي، و در نتيجه افزايش اختناق رژيم بغداد امام خميني تصميم به خروج از عراق و عزيمت به كويت گرفتند اما كويت تحت فشار شاه، از پذيرش امام و هيئت همراه امتناع ورزيد در نتيجه امام خميني در مهر 1357 راهي فرانسه شد ندو در «نوفل لوشاتو» در حومه پاريس اقامت گزيدند. امام طي 4 ماه اقامت خود در فرانسه انقلاب اسلامي را تا مراحل پيروزي هدايت كردند و سپس در 12 بهمن 1357 به كشور بازگشتند. امام در طول هجرت 14 ساله خود به روشنگري افكار عمومي ايران و جهان نسبت به ماهيت حكومت شاه پرداخته و زمينه انقلاب مردمي و سقوط رژيم پهلوي را فراهم ساختند. به همين دليل نقطه شروع دوره هجرت يعني 13 آبان 1343 و همچنين نقطه پايان آن يعني 12 بهمن 1357 به عنوان «يوم‌الله» شناخته شده است.

كشتار دانش‌آموزان

سيزدهم آبان 1357 و در روزهاي اوج‌گيري انقلاب اسلامي دهها نفر از دانش‌آموزان كه براي انجام تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران تجمع كرده بودند، هدف تيراندازي مأموران حكومت قرار گرفته و به شهادت رسيدند. به دليل بسته بودن درهاي دانشگاه هيچ يك از دانش‌آموزان نتوانستند از برابر آتش گلوله‌‌هاي مأموران بگريزند و اين امر تلفات آنان را افزايش داده بود. اين جنايت توسط دولت «آشتي ملي» شريف امامي صورت گرفت.

حادثه 13 آبان 1357 بعد از حادثه 17 شهريور آن سال، دومين خونريزي عمده دولت شريف امامي بود؛ در حالي كه عمر سياسي اين دولت از 70 روز تجاوز نمي‌كرد. ابعاد حادثه دانشگاه به حدي بود كه وقتي در برنامه اخبار شبانگاهي گزارش تيراندازي مستقيم سربازان به روي دانش‌آموزان در دانشگاه از شبكه سراسري تلويزيون پخش شد، وزير علوم بلافاصله استعفا داد و فرداي آن روز كابينه شريف امامي نيز سقوط كرد. از آن پس روز 13 آبان «روز دانش‌آموز» ناميده شد.

تسخير لانه جاسوسي

سيزدهم آبان 1358 ساختمان سفارت امريكا در تهران توسط جمعي از دانشجويان معترض تصرف گرديد از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا زمان تسخير سفارت امريكا در تهران ديپلماتهاي امريكايي مستقر در سفارتخانه‌ از هيچ تلاشي در جهت مقابله با نظام نوبنياد جمهوري اسلامي ايران فروگذار نمي‌كردند. تماس با سركردگان گروههاي ضد انقلاب ، ارتباط حمايتي با شبكه‌هاي كودتا و براندازي در داخل كشور و تأمين مالي گروهكهاي تروريستي كه در غرب و جنوب ايران به انفجار در لوله‌هاي نفتي و يا ايجاد نا امني و بي‌ثباتي در مناطق كردنشين مشغول بودند، از عملكردهاي مأموران سياسي فعال در ساختمان سفارت امريكا بود. اين حقايق در اسناد لانه جاسوسي نيز آمده است. بعضي از مقامات بلند پايه دولت كارتر پس از شكست وي در انتخابات 1359 ش. در خاطرات خود، به نقش نامطلوب و مخرب دستگاه حكومتي امريكا عليه ايران كه از طريق سفارتخانه آن كشور در تهران هدايت مي‌شد اقرار كردند. سفارت امريكا در تهران طي زمستان 1357 تا پائيز 1358 به مركز فرماندهي عمليات جاسوسي و خرابكاري عليه جمهوري اسلامي ايران تبديل شده بود؛ نظامي كه عمر سياسي آن به يك سال نمي‌رسيد. با اين حال سفارت امريكا زماني توسط دانشجويان تسخير شد كه امريكا خواست مشروع ملت ايران در استرداد شاه و اموال و دارايي‌هاي بلوكه شده ايران را ناديده گرفت و حتي امكاناتي وسيع در اختيار فراريان حكومت شاه گذاشت تا تشكيلات خود را عليه انقلاب سازماندهي و فعال كنند.

تسخير لانه جاسوسي امريكا در تهران از ابتدا با حمايت امام خميني مواجه گرديد. امام تصرف لانه جاسوسي توسط دانشجويان را «انقلاب دوم» لقب دادند و در سخناني، از اين اقدام حمايت كردند:

«شما مي‌بينيد كه الان مركز فساد ‌امريكا را جوانها رفته‌اند گرفته‌اند و امريكائيها را هم كه در آنجا بودند، گرفتند و آن لانه فساد را بدست آوردند و امريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند و جوانها مطمئن باشند كه امريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند». «2»

 پي‌نويسها:

1ـ روزها و رويدادها؛ انتشارات پيام مهدي؛ بهار 1379؛ ص 390

2ـ صحيفه نور، ج 10، صص 157ـ 148؛ 16/8/1358

 
1389/8/13 پنجشنبه 
 
ميلاد حضرت معصومه (س) 

ميلاد فرخنده و پر نور سرور کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر را به تمامي دوستداران و پيروان راستين آن بزرگوار تبريک و تهنيت عرض مي نماييم.
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند...


ميلاد فرخنده و پر نور سرور کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر را به تمامي دوستداران و پيروان راستين آن بزرگوار تبريک و تهنيت عرض مي نماييم.
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار،  از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و  تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.
مظهر فضايل:
 حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را  به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي امير مومنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.

 
1389/7/17 شنبه 
 
حلول ماه شعبان 
1389/4/22 سه شنبه 
 
شهادت امام موسي کاظم (ع) هفتمين پيشواي شيعيان جهان بر همگان تسليت باد 
لقب : کاظم
کنيه: ابوالحسن
نام پدر: جعفر
نام مادر : حميده
تاريخ ولادت : ماه صفر سال 128 قمري
محل و لادت : مدينه
مدت امامت:  35 سال
مدت عمر : 55  سال
تاريخ شهادت : 183 قمري در زندان هارون
علت شهادت : خرماي زهر آلود
نام قاتل :  هارون يحيي برمکي
محل دفن : کاظمين
شخصيت اخلاقي:

لقب : کاظم
کنيه: ابوالحسن
نام پدر: جعفر
نام مادر : حميده
تاريخ ولادت : ماه صفر سال 128 قمري
محل و لادت : مدينه
مدت امامت:  35 سال
مدت عمر : 55  سال
تاريخ شهادت : 183 قمري در زندان هارون
علت شهادت : خرماي زهر آلود
نام قاتل :  هارون يحيي برمکي
محل دفن : کاظمين
شخصيت اخلاقي:
او در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضرب المثل بود. بران و بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت مي فرمود.
شبها بطور ناشناس در كوچه هاي مدينه مي گشت و به مستمندان كمك مي كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه ها مي گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي كرد. صرار (كيسه ها) موسي بن جعفر در مدينه معروف بود. و اگر به كسي صره اي مي رسيد بي نياز مي گشت معذلك در اطاقي كه نماز مي گذارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.
سخنان برگزيده
* امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛
زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسين‏عليه السلام است.
* روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏عليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛
امام كاظم همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.
* امام كاظم ‏عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛
سه چيز تباهى مى‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.
* امام كاظم ‏عليه السلام: عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛
كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.
* امام كاظم‏ عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛
اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏كرد.
* امام كاظم‏ عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛
كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.
* امام كاظم ‏عليه السلام: ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛
در هر چيزى كه چشمانت مى‏بيند، موعظه‏اى است.
* امام كاظم ‏عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛
هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.
* امام كاظم ‏عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛
هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى‏كند.
* امام كاظم‏ عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛
مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

 
1389/4/16 چهارشنبه 
 
سوم خرداد « سالروز آزاد سازي خرمشهر » 
 

 

عمليات بيت المقدس با رمز يا علي ابن ابيطالب (ع) در محور اهواز - خرمشهر - دشت آزادگان به صورت گسترده در تاريخ 3/3/1361 به فرماندهي مشترک انجام شد.

اهداف عمليات

مهم ترين اهدافي که در اين عمليات دنبال مي‌شد، عبارت بودند از:

- انهدام نيروي هاي عراقي، حداقل بيش از دو لشکر.

- بازپس گيري حدود 5400 کيلومتر مربع از خاک ايران؛ از جمله ...

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان


 

 

عملیات بیت المقدس با رمز یا علی ابن ابیطالب (ع) در محور اهواز - خرمشهر - دشت آزادگان به صورت گسترده در تاریخ ۳/۳/۱۳۶۱ به فرماندهیمشترک انجام شد.

اهداف عملیات

مهم ترین اهدافی که در این عملیات دنبال می‌شد، عبارت بودند از:

- انهدام نیروی های عراقی، حداقل بیش از دو لشکر.

- بازپس گیری حدود ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.

- خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه عراق.

- تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).

- آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه عراق.

منطقه عملیات

منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال بهرودخانه کرخه کور، از جنوب بهرودخانه اروند، از شرق بهرودخانه کارون و از غرب بههور الهویزه منتهی می‌شود.

منطقه مزبور به جز جاده نسبتاً مرتفعاهوازخرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر،پادگان حمید،جفیر، جاده آسفالت اهواز – خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه‌های کارون، کرخه کور و اروند بود.

تجهیزات عراق

تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای عراقی به ترتیب زیر بود:

- لشکر ۶ زرهی؛ از جنوب رودخانه کرخه تا هویزه.

- لشکر ۵ مکانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.

- لشکر ۱۱ پیاده از سید عبود تا خرمشهر – تیپ‌های ۲۲، ۴۸، ۴۴ مامور حفاظت از خرمشهر بودند.

- لشکر ۳ زرهی در شمال خرمشهر.

با شروع عملیات نیز یگان‌های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند که در مجموع تمامی یگان‌هایی که در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:

- لشکر ۵ مکانیزه؛ شامل: تیپ‌های ۲۶ و ۵۵ زرهی و تیپ‌های ۱۵ و ۲۰ مکانیزه.

- لشکر ۶ زرهی؛ شامل: تیپ‌های ۱۶ و ۳۰ زرهی و تیپ ۲۵ مکانیزه.

- لشکر ۳ زرهی؛ شامل: تیپ‌های ۶، ۱۲ و ۵۳ زرهی و تیپ ۸ مکانیزه.

- لشکر ۹ زرهی؛ شامل: تیپ‌های ۳۵ و ۴۳ زرهی و تیپ ۱۴ مکانیزه.

- لشکر ۱۰ زرهی؛ شامل: تیپ‌های ۱۷ زرهی و ۲۴ مکانیزه.

- لشکر ۱۱ پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان ۴۴، ۴۸ و ۴۹ پیاده و سه تیپ تحت امر ۴۵، ۱۱۳ و ۲۲ پیاده.

- لشکر ۱۲ زرهی؛ شامل: تیپ‌های ۴۶ مکانیزه و ۳۷ زرهی.

- لشکر ۷ پیاده؛ شامل: تیپ‌های ۱۹ و ۳۹ پیاده.

- تیپ مستقل ۱۰ زرهی.

- تیپ‌های مستقل ۱۰۹، ۴۱۹، ۴۱۶، ۹۰، ۴۱۷، ۶۰۱، ۶۰۲، ۶۰۵، ۶۰۶، ۴۰۹، ۲۳۸ و ۵۰۱ پیاده.

- تیپ‌های ۳۱، ۳۲ و ۳۳ نیروی مخصوص.

- تیپ‌های ۹، ۱۰ و ۲۰ گارد مرزی.

- تعداد ۳۰ گروهان کماندو.

- تعداد ۱۰ قاطع جیش الشعبی (هر قاطع ۴۵۰ نفر).

- گردان تانک مستقل سیف سعد.

- گردان‌های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین.

- توپخانه عراق نیز از ۵۳۰ قبضه توپ در انواع مختلف تشکیل شده بود که به طور تقریبی عبارت بود از ۳۰ گردان.

طرح عملیات

در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپسآزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می‌شود که حمله به جناح عراق، که عمدتاً به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.

هم چنین، شکستن خطوط اولیه عراق و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب کارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.

بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یک از قرارگاه‌ها به ترتیب زیر مقرر گردید:

- محور شمالی؛ (با عبور از رودخانه کرخه).

- محور میانی؛قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).

- محور جنوبی؛قرارگاه نصر (با عبور از کارون و پیشروی به سمت خرمشهر).

شرح عملیات

سرانجام عملیات بیت المقدس در ۳۰ دقیقه بامداد روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم.

سم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد. شهیدآیت الله صدوقی وآیت الله مشکینی نیز که در کنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه کربلا حضور داشتند، هر یک به طور جداگانه، پیام‌هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت کردند.

عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می‌توان تقسیم کرد:

مرحله اول:

در محور قرارگاه قدس (شمال کرخه کور) به دلیل هوشیاری نیروهای عراقی و وجود استحکامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امکان پذیر بود و در این میان تنها تیپ‌های ۴۳ بیت المقدس و ۴۱ ثارالله موفق شدند از مواضع عراقی عبور کرده و منطقه‌ای در جنوب رودخانه کرخه کور را به عنوان سرپل تصرف کنند. عدم پوشش جناحین این یگان‌ها باعث شده بود که فشار شدید نیروهای عراقی برآن‌ها وارد شود.

در محور قرارگاه فتح، یگان‌های خودی ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده اهواز – خرمشهر رسانده و به ایجاد استحکامات و جلوگیری از نقل و انتقالات و تحرکات عراق در جاده مذکور پرداختند.

در محور قرارگاه نصر، به دلیل تاخیر در حرکت و وجود با تلاق در کنار جاده اهواز – خرمشهر و هم چنین تمرکز نیروهای عراقی در شمال خرمشهر، نیروهای این قرارگاه نتوانستند به اهداف مورد نظر دست یافته و با قرارگاه فتح الحاق کنند.
الحاق کامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور کار عملیات شب دوم قرار گرفت که با انجام آن تا حدودی اهداف مورد نظر محقق شد، لیکن برخی رخنه‌ها همچنان باقی بود تا این که سرانجام پس از ۵ روز، جاده اهواز – خرمشهر از کیلومتر ۶۸ تا کیلومتر ۱۰۳ تثبیت و کلیه رخنه‌ها ترمیم شد.

مرحله دوم::

عراق با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشکرهای ۵ و ۶ خود را به عقب کشاند. به نظر می‌رسید این عقب نشینی با دو هدف انجام شده باشد: یکی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشکرها، و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پدافندی بصره و خرمشهر.

در پی این عقب نشینی که از ساعات اولیه روز ۱۸/۲/۱۳۶۱ آغاز شده بود، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای عراق، تعدادی از آن‌ها را که از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه‌ای که توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند.

مرحله سوم:

در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حرکت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل کننده که متشکل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز ۱۹/۲/۱۳۶۱ عملیات خود را آغاز کردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تکرار این عملیات در روز بعد نیز به شکست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان‌ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد از قرارگاه فجر نیز در حرکت بعدی استفاده شود.

مرحله چهارم عملیات از ۱ تا ۴ خرداد ۱۳۶۱::

با وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی از یکان‌های رزمنده، در صحنه عملیات بیت المقدس حضوری فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقی‌ها بر روی اروندرود و مناطق تجمع آنان در آن سوی رودخانه، نقش ارزنده‌ای در آزاد سازی خرمشهر ایفا کردند..

در اواخر روز دوم خرداد، قرارگاه کربلا پس از بررسی آخرین وضعیت، تصمیم گرفت تا نیروها با ورود به شهر، آنرا از لوث وجود نیروهای عراقی پاک گردانند. و در سه بامداد روز سوم خرداد واحدهایی از رزمندگان ایران به آن سوی رودخانه وارد شدند.
از طرف دیگر جمعی از نیروهای عراقی با استفاده از تاریکی شب و قایق اقدام به فرار کردند که تعدادی از این قایق‌ها توسط تکاوران نیروی دریایی هدف قرار گرفت و سرنشینان آن‌ها غرق شدند.

نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه ۳ بار اقدام به پاتک کردند و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشکنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت دلاورانه رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب نشینی کردند.

در ساعت ۱۱ صبح روز سوم خرداد در حالی که درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فکر شکستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان کشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرک خرمشهر در کنار اروند اندکی مقاومت کرد که آن هم به سرعت در هم شکسته شد.

رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افکند و ملت ایران اسلامی را که مدت‌ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور کرد. مردم به خیابان‌ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شکر به جای آورده و با فرا رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام‌ها ندای الله اکبر سردادند.

نتایج

طی عملیات بیت المقدس ۵۰۳۸ کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین ۱۸۰ کیلومتر از خط مرزی تامین شد.

- با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.

- فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه‌ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.

- عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.

- طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند.

میزان انهدام یگان‌های عراق

- لشگر ۳ زرهی و لشگرهای ۱۱ و ۱۵ پیاده: ۸۰ درصد.

- لشگرهای ۹ و ۱۰ زرهی: ۵۰ درصد.

- لشگر ۷ پیاده: ۴۰ درصد.

- لشگر ۵ مکانیزه و لشگرهای ۶ و ۱۲ زرهی: ۲۰ درصد.

- تیپ‌های ۹، ۱۰ و ۲۰ گارد مرزی: ۱۰۰ درصد..

- تیپ ۱۰۹ پیاده: ۶۰ درصد.

- تیپ‌های ۶۰۱، ۶۰۲، ۴۱۶، ۴۱۹ پیاده: ۵۰ درصد.

- تیپ‌های ۳۱، ۳۲ و ۳۳ نیروهای مخصوص به میزان زیاد.

واکنش‌ها

داخلی

‌امام خمینی در۳ خرداد ۱۳۶۱ به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است:

«با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به اینجانب شده است، سپاس بی‌حد بر خداونددقادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود.»

پس از پیروزی بی نظیر رزمندگان اسلام در عملیات بیت‌المقدس، اسرائیل که اعتبار منطقه‌ای خود را در معرض خطر میدید سریعا دست به اشغال جنوب لبنان زد. پس از انتشار این خبر، گروهی از فرماندهان سپاه به منظور کمک در دفاع از خاک سوریه و لبنان در برابر حمله ارتش اسرائیل به این کشور گسیل شدند. سرپرستی و فرماندهی این نیروها را احمد متوسلیان به عهده داشت.در این زمان ارتش اسرائیلی نا جوانمردانه حاج احمد متوسلیان به همراه سه تن از افرادش را ربود.

در همین زمان امام خمینی که به خوبی پی به نقشه اسرائیل برده بود، دستور بازگشت نیروها به جبهه‌های نبرد را صادر کرد و در نطقی تاریخی فرمود: « راه قدس از کربلا می گذرد.»

در نتیجه اکثر آن نیروها به جبهه‌های جنوبی بازگشتند و تنها تعداد کمی از فرماندهان برای آموزش نیروهایحزب الله لبنان در منطقه باقی ماندند.

بین‌المللی;

هنری کسینجر ، نظریه‌پرداز سیاسی خارجی آمریکا، پس از پیروزی ایران در عملیات بیت‌المقدس گفت:

اگر عراق جنگ را برده بود، امروز نگرانی و وحشت در خلیج‌فارس نبود و منافع ما درمنطقه به آن اندازه که اینک در خطر قرار دارد، دچار مخاطره نبود و این به نفع ماستکه هر چه زودتر آتش‌بس برقرار کنیم. 

 

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان

 
1389/3/1 شنبه 
 
12 ارديبهشت روز بزرگداشت مقام معلم گرامي باد 
 

 بسم الله الرحمن الرحیم

  ن ، والقلم و ما یسطرون

 و چون گل آدم خلق شد و روح الهی دمیده شد، اول شایستگی آدمیت او ، علم آدم الاسماء کلها ، تعلیم اسماء الهی بود . اول معلم انسانیت انسان ذات حق بود که اسماء حسنی خود را به انسان آموخت و از آن پس مقام تعلیم را به فرزندان آدم به وراثت نهاد و انبیاء الهی برای تعلیم و تربیت انسان از جان مایه نهادند .

آنکس که شایسته ترین است منتخب الهی برای تعلیم و تربیت ...

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان


 

               بسم الله الرحمن الرحیم

 ن ، والقلم و ما یسطرون

 و چون گل آدم خلق شد و روح الهی دمیده شد، اول شایستگی آدمیت او ، علم آدم الاسماء کلها ، تعلیم اسماء الهی بود . اول معلم انسانیت انسان ذات حق بود که اسماء حسنی خود را به انسان آموخت و از آن پس مقام تعلیم را به فرزندان آدم به وراثت نهاد و انبیاء الهی برای تعلیم و تربیت انسان از جان مایه نهادند .

آنکس که شایسته ترین است منتخب الهی برای تعلیم و تربیت انسان است ، و چه کسی شایسته تر از استادی که خود می سوزد تا بارور کند ضمیر خام جوانی که قدم در راه آموختن و دانایی نهاده است ؟

 و من مفتخرم که شاگرد استادی استاد ، و دانایی دانا هستم و بر خود می بالم

معلم در کلام استاد مطهري:

 معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او   را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم   مشتعل  شود.

 

آفتاب: استاد شهید آیت‌الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می‌گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می‌پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می‌ورزد. 

در سال 1316 علی‌رغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می‌شود. در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه: الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می‌گیرد. 

در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه به شمار می‌رود به تهران مهاجرت می‌کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می‌پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می‌گردد.

در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می‌کند به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می‌شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می‌گردد. 

پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می‌شود. در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه‌ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به‌سر برد. 

از سال 1349 تا 1351 برنامه‌های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می‌کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای 1351 تا 1357 به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می‌رسد. 

در سال 1355 به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می‌شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می‌گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند. 
گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال 1355 موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه‌های علمیه با ایشان مشورت نماید. 

پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می‌گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می‌نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می‌کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می‌نماید.

هنگام بازگشت امام خمینی(ره) به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می‌گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود، تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358 در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می‌رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می‌روند.

اندیشه‌های متفکر شهید استاد مرتضی مطهری همواره به عنوان اسلام‌شناسی آگاه، عالمی زمان شناس، دانشمندی دردآشنا و فیلسوفی توانا مورد علاقه فرهیختگان و جوانان فکور بوده و می‌باشد. 

استاد شخصیتی بود که پاسخ‌گویی به شبهات زمانه و مقابله با انحرافات فکری و عقیدتی را وجهة همّت خویش ساخت تا بدانجا که در قبال این مجاهدت عظیم علمی جان خویش را فدای آرمان خود ساخت. 

دوازدهم اردیبهشت، روز بزرگداشت مقام معلم است. وجه تسمیه این روز، به رویدادى بازمى گردد که در نخستین بهار پس از به بار نشستن انقلاب اسلامى به وقوع پیوست؛ شهادت معلم بزرگ، استاد مرتضى مطهرى. دو سال پس از این حادثه، وزیر آموزش و پرورش وقت، روز شهادت استاد مطهرى را روز معلم و هفته 12 تا 19 اردیبهشت را به عنوان هفته معلم، به جامعه معرفى کرد. اما رویداد دیگرى نیز در کوران سال هاى دیکتاتورى رژیم پهلوى رخ داده بود که معمولاً در بزرگداشت دوازده اردیبهشت، کمتر به آن اشاره مى شود. در 12 اردیبهشت سال 1340، گروهى از معلمان تهرانى و شهرستانى، دست از کار کشیدند و در باشگاه مهرگان تهران اجتماع کردند و به طور جمعى، عازم وزارت فرهنگ شدند. در جریان این تجمع و در جریان فعل و انفعالاتى که رخ داد، دکتر ابوالحسن خانعلى، سخنران مراسم به قتل رسید و شمارى از معلمان و دانش آموزان هم مجروح شدند و معلمان که قبلاً فقط خواستار افزایش حقوق بودند، درخواست هاى صنفى دیگرى را هم به تقاضاهاى خود افزودند. آنان خواهان سقوط دولت شریف امامى، اعدام قاتل دکتر خانعلى، رفع اهانت از فرهنگیان و تغییر سطح حقوق معلمان و نیز نام گذارى روز دوازده اردیبهشت به عنوان روز معلم بودند.

تعلیم و تعلم، از شئون الهى است. معلم ایمان را به بشر مى آموزد و آن را بر لوح جان و ضمیرهاى پاک، حک مى کند و سیاهى جهل را از دل ها مى زداید. دغدغه معلم، همیشه این است که حیات بشر بر مدار ارزش ها و کرامت هاى انسانى بچرخد.

والاترین رابطه انسانى، رابطه بین معلم و شاگرد است و بهترین نوع این رابطه، بر مبناى ادب و حرمت استوار است. معلم به شاگرد خویش، با چشم مهر و رحمت و حرمت مى نگرد و در کمال صداقت، از بهره فراوان علم خویش، او را بهره مند مى سازد و شاگرد، با همه فروتنى و احترام، مى کوشد تا تمام آموزه هاى مکتب معلم را به بهترین شیوه، فرا گیرد و مطیع و فرمانبردار باشد.

«رب» و «معلم»، دو نام از نام هاى شریف خداوند هستند. «رب»، از «تربیت» گرفته شده و «رب العالمین» یعنى تربیت کننده همه عالم. خداى بزرگ، نخستین معلم انسان است و در قرآن مجید بارها بر این مورد تصریح دارد.

پیام آوران الهى نیز وظیفه خطیر تعلیم و تربیت انسان ها را بر دوش داشته اند و معلمان رنج دیده تاریخند. در فرهنگ اسلام، با تعابیر زیبایى از مقام معلم و مربى، تمجید شده است.

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان

 
1389/2/11 شنبه 
 
10 ارديبهشت روز ملي خليج فارس مبارك باد  
 

 خليج فارس ايران در طول تاريخ مدّون خود از اهميت ويژه‌اي در سياست‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي برخوردار بوده است. از جمله ويژگي‌هاي قابل‌ذکر خليج‌فارس، موقعيت خاص جغرافيايي آن مي‌باشد. ارتباط اين آبراه با اقيانوس هند و آب‌هاي آزاد، باعث شده تا منطقه از لحاظ تجاري و نظامي، به خليج فارس وابسته شود. اکتشافات نفتي و غناي آب خليج فارس از لحاظ مواد معدني و غذايي، آن‌ را به نگيني بي‌همتا تبديل کرده و چشم طمع بسياري از کشورهاي منطقه و قدرت‌هاي فرا منطقه‌اي را به سوي خود جلب نموده است.

ارزش‌هاي عظيم اقتصادي و موقعيت سوق‌الجيشي و سياسي خليجفارس از قديم‌الايام تا امروز، استعمارگران را تشنه حضور و سلطه‌طلبي در منطقه کرده و باعث شده تا آنها بکوشند همواره سياست خود را بر اين منطقه تحميل کند؛ ازاين‌رو خليجفارس، هميشه صحنه کشمکش و نبرد بوده و سرزمين‌هاي حاشيه آن نيز از اين کشمکش‌ها متأثر شده است؛ به‌گونه‌اي که زندگي سياسي و اقتصادي اين کشورها با توجه به مسائل و جريان‌هاي جاري در خليج‌فارس جهت و سمت و سو مي‌گيرد.

در رابطه با نام خليج فارس تا اوايل دهه 1960م. هيچ‌گونه بحث و جدلي در ميان نبود و تمامي منابع اروپايي و آسيايي و امريکايي، تمام دايره‌المعارف‌ها و نقشه‌هاي جغرافيايي نام آن را «خليج فارس» عنوان مي‌داشتند.

اصطلاح جعلي ـ خليج ع رب ي!! ـ براي نخستين‌بار از طرف يکي از نمايندگان سياسي انگلستان در خليج فارس به‌نام «سرچارلز بلگريو» عنوان شد. در واقع او بود که به قصد ايجاد تفرقه ميان ايران و کشورهاي عرب اين عنوان جعلي را خلق نمود. وي که به مدت 30 سال نماينده سياسي...

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان


 

خليج فارس ايران در طول تاريخ مدّون خود از اهميت ويژه‌اي در سياست‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي برخوردار بوده است. از جمله ويژگي‌هاي قابل‌ذکر خليج‌ فارس، موقعيت خاص جغرافيايي آن مي‌باشد. ارتباط اين آبراه با اقيانوس هند و آب‌هاي آزاد، باعث شده تا منطقه از لحاظ تجاري و نظامي، به خليج فارس وابسته شود. اکتشافات نفتي و غناي آب خليج فارس از لحاظ مواد معدني و غذايي، آن‌ را به نگيني بي‌همتا تبديل کرده و چشم طمع بسياري از کشورهاي منطقه و قدرت‌هاي فرا منطقه‌اي را به سوي خود جلب نموده است.

ارزش‌هاي عظيم اقتصادي و موقعيت سوق‌الجيشي و سياسي خليج فارس از قديم‌الايام تا امروز، استعمارگران را تشنه حضور و سلطه‌طلبي در منطقه کرده و باعث شده تا آنها بکوشند همواره سياست خود را بر اين منطقه تحميل کند؛ ازاين‌رو خليج فارس، هميشه صحنه کشمکش و نبرد بوده و سرزمين‌هاي حاشيه آن نيز از اين کشمکش‌ها متأثر شده است؛ به‌گونه‌اي که زندگي سياسي و اقتصادي اين کشورها با توجه به مسائل و جريان‌هاي جاري در خليج‌فارس جهت و سمت و سو مي‌گيرد.

در رابطه با نام خليج فارس تا اوايل دهه 1960م. هيچ‌گونه بحث و جدلي در ميان نبود و تمامي منابع اروپايي و آسيايي و امريکايي، تمام دايره‌المعارف‌ها و نقشه‌هاي جغرافيايي نام آن را «خليج فارس» عنوان مي‌داشتند.

اصطلاح جعلي ـ خليج ع رب ي!! ـ براي نخستين‌بار از طرف يکي از نمايندگان سياسي انگلستان در خليج فارس به‌نام «سرچارلز بلگريو» عنوان شد. در واقع او بود که به قصد ايجاد تفرقه ميان ايران و کشورهاي عرب اين عنوان جعلي را خلق نمود. وي که به مدت 30 سال نماينده سياسي و کارگزار دولت انگليس بود در خليج فارس، با مراجعت به انگلستان در 1966 کتابي را در رابطه با سواحل جنوبي خليج فارس منتشر نمود و براي اولين بار در آن عنوان نمود عرب‌ها ترجيح مي‌دهند خليج فارس را خليج ع رب ي بنامند!!! سپس جمال عبدالناصر نيز از اين عنوان تحريفي استفاده کرد تا احساسات ناسيوناليستي اعراب را به وجد آورد!

آنچه مسلّم است، عوامل استکبار در راستاي سياست «اختلاف بيانداز و حکومت کن» به منظور ايجاد تضاد ميان اعراب و ايرانيان، عنوان ـ خليج ع رب ي ـ را بر سر زبان‌ها انداخته و همسايگان جنوبي ما بدون اطلاع از نيت اصلي آنان، چشم و گوش بسته با آغوشي باز به استقبال اين جعل عنوان رفتند.

انگليسي‌ها نخستين عاملان ايجاد اين تفرقه بودند، آنان از قديم به دنبال ايجاد يک درياي انگليسي به جاي خليج فارس بودند و امريکايي‌ها هم که عاشق داشتن يک درياي امريکايي در جنوب ايران بودند براي حضور در منطقه به اين موضوع دامن زدند.

ايران نسبت به اين موضوع واکنش نشان داد و گمرک و پست از قبول محموله‌هايي با عنوان «خليج ع رب ي!!» خودداري نمودند و... .

تاريخ را ورق بزنيد، اسناد محکمي براي نشان دادن ميزان علاقه کشورهاي مختلف فرا منطقه‌اي به تسلط بر ايران و خليج هميشگي فارس آن وجود دارد. «پطر‌کبير» در وصيت‌نامه خود به بازماندگان اين‌گونه توصيه کرد: «بايد به ايران حمله کنيد و از سواحل خزر تا خليج فارس را به هر قيمتي که شده به چنگ آوريد».

دريا سالار پرتغالي و فاتح هرمز نيز در گزارش خود نوشت: «مرکز روابط تجاري آسيا و هندوستان سه نقطه است، تنگه مالاکا، عدن و هرمز که از آن دو مهم‌تر ‌است. با در دست داشتن اين سه نقطه دولت پرتغال بايد خود را مالک دنيا بداند».

کشورهاي حوزه خليج فارس و جهان بايد نيک دريابند که پاک نمودن حقيقت از تاريخ امري ناممکن است و جعل يک عنوان هرگز نمي‌تواند سلاح مناسبي باشد براي پاک نمودن هويت چندين هزار ساله‌ يک منطقه و افراد وابسته به آن. جهان سال‌هاي سال است که شاهد اين‌گونه تلاش‌هاي ناممکن مي‌باشد. صهيونيست‌ها و فلسطين را به يادآوريد. امروز همه بايد بدانند که روياي تازه و پريشان سلطه‌طلبان هرگز تعبير نخواهد شد. چرا که مرد و زن، پير و جوان و کودک ايراني مقتدرانه از نام و آب‌هاي نيلگون «خليج هميشه فارس» حراست خواهد نمود. به دليل اهميت اين موضوع از امسال روز 10 راديبهشت به نام روز ملي خليج فارس نامگذاري شده است

تو را مي‌شناسم :

چشم‌هاي آبي‌ات را به من بدوز هم سرزمين!

سال‌هاي سال «هم‌بغض» و «هم خنده» اين خاکِ قديمي، نشسته‌اي به تماشاي تاريخ پر حادثه‌اي که در دشت‌هاي اين سرزمين جولان داده و روز و شب اين ديار را رقم زده است. سال‌هاي سال، در آغوش عاشقانه «ايران» زندگي کرده‌اي و قلب زلالت را چون ايينه‌اي مواج،‌ با پارسيان عاشق در ميان نهاده‌اي. چگونه نشناسمت؟ چگونه مرا نشناسي؟

چگونه خاطرات فيروزه‌اي سال‌ها بودنت را از ياد ببرم؟! چگونه گوهرهاي برآمده از قلب تو را به خاطر نياورم؟! چگونه تبرک نعمت خيز حضورت را پا به پاي عمر وطن ناديده بگيرم؟!

«ايران» تو را دوست مي‌دارد. «ايران»، اين مادر هميشه سرفراز تاريخ، اين بانوي مغرور شکست‌ناپذير، سال‌ها هم‌نفسي با تو را در لحظه‌لحظه‌ غيرت خويش خوگرفته و دست بردار آبروي بلند آوازه خويش نيست... . ايران هنوز جرعه‌جرعه تو را تشنه است. هنوز از پس اين ساليان دراز تو را عاشقانه و آمرانه مي‌طلبد.

همه مي‌دانند... چهره‌هاي مبهوت و مرده و زنده تاريخ، تو را هميشه دست در گريبان ايران ديده‌اند. چشم گذشته‌هاي دور و نزديک، مرزهاي تنت را خوب مي‌شناسند که به خطوط خاک لاله‌ها منتهي شده است. کودکان سرزمين من روزي در ساحل چشمان تو بازي کردند و روزي ديگر از آغوش طراوت‌خيز نگاهت قد کشيدند و سرباز‌هاي دلير نبردها شدند. طفلان ديار من روزي جرعه‌هاي سبوي تو را نوشيدند و آنگاه، قطره‌قطره در خونشان به غيرت و رشادت بدل شدي. رودهاي وطن من، با خون سرخ شهادت که درمي‌آميختند، به آغوش تو سر مي‌سپردند و بغض‌هاي اندوهشان را در دامان دريايي تو اشک مي‌ريختند.

اي خليج! اي درياي پارس زبان! اي که در پيراهن شرجي‌ات، ابرهاي آسمان ايران گريسته‌اند! اي که صدف‌هاي دامان مرصّعت، گوشواره دخترکان سرزمين من است! آسوده باش که هيچ لهجه ناشناسي نام تو را بر زبان نخواهد آورد. که هيچ از گردِ راه رسيده‌اي ريشه‌هاي قدمت تو را از اين خاک، بيرون نتواند کشيد.

چه کسي بود صدايت زد؟ چه کسي اسم تو را به غلط زمزمه کرد؟ چه کسي خواب شومِ ربودنت را ديده؟ چه کسي حيله باطلِ تملک تو را در سر دارد؟ هراس نداشته باش. پريشان نشو. من نام تو را آن‌گونه که از قديم تا امروز زندگي کرده است، بار ديگر به تمام مدعيان يادآور خواهم شد. من اصالت تو را به تمام توطئه‌ها نشان خواهم داد. تو را آن‌گونه که گواه راستين تاريخ است، به چشم‌هاي طمع، خالي مي‌کنم. من «خليج فارس» را به همه مي‌فهمانم. خليج ايراني! همچنان با لهجه شيرين پارسي‌ات موج بزن و درّ و گوهر بر لب بياور... مباد خواب آرامت را کسي بر آشوبد! مباد هيچ ادعاي دروغيني، اخم‌هاي اضطراب بر جبين آسايشت بنشاند!

شکوه خوش آوازه! بخت بلند ايران! شناسنامه تو در دستان من است. هيچ بيگانه‌اي تو را به کابين فتنه‌هاي شوم در نخواهد آورد.

 

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان

 
1389/2/10 جمعه 
 
سالروز عمليات بيت المقدس 
 

شرح کامل عملیات بیت المقدس

در حالی كه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این كشور برای وادار ساختن ایران به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.

در حالی كه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این كشور برای وادار ساختن ایران به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.

بر همین اساس، با توجه به این كه منطقه عمومی غرب كارون آخرین منطقه مهمی بود كه هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یك سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراك نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز كه طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی كه قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مركزی كربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند.

 

اهداف عملیات

مهم ترین اهدافی كه در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:

-         انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشكر.

-         آزاد سازی حدود 5400 كیلومتر مربع از خاك ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.

-         خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.

-         تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).

-         آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.

 

منطقه عملیات

منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، كه از شمال به رودخانه كرخه كور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه كارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.

منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حركت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیك منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز –  خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های كارون،  كرخه كور و اروند  بود.

استعداد دشمن

تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای دشمن به ترتیب زیر بود:

-         لشكر 6 زرهی؛ از جنوب رودخانه كرخه تا هویزه.

-         لشكر 5 مكانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.

-         لشكر 11 پیاده از سید عبود تا خرمشهر –  تیپ های 22، 48، 44 مامور حفاظت از خرمشهر بودند.

-         لشكر 3 زرهی در شمال خرمشهر.

با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند كه در مجموع تمامی یگان هایی كه در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:

-         لشكر 5 مكانیزه؛ شامل: تیپ های 26 و 55 زرهی و تیپ های 15 و 20 مكانیزه.

-         لشكر 6 زرهی؛ شامل: تیپ های 16 و 30 زرهی و تیپ  25 مكانیزه .

-         لشكر 3 زرهی؛ شامل: تیپ های 6،12 و 53 زرهی و تیپ 8 مكانیزه .

-         لشكر 9 زرهی؛ شامل: تیپ های 35 و 43 زرهی و تیپ 14 مكانیزه .

-         لشكر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17 زرهی و 24 مكانیزه .

-         لشكر 11 پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان 44، 48 و 49 پیاده و سه تیپ تحت امر 45 ، 113 و 22 پیاده.

-         لشكر 12 زرهی؛ شامل: تیپ های 46 مكانیزه و 37 زرهی.

-         لشكر 7 پیاده؛ شامل: تیپ های 19 و 39 پیاده.

-         تیپ مستقل 10 زرهی.

-         تیپ های مستقل 109، 419، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پیاده.

-         تیپ های 31، 32 و 33 نیروی مخصوص.

-         تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی.

-         تعداد 30 گروهان كماندو.

-         تعداد 10 قاطع جیش الشعبی (هر قاطع 450 نفر).

-         گردان تانك مستقل سیف سعد.

-         گردان های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین.

-         توپخانه دشمن نیز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشكیل شده بود كه به طور تقریبی عبارت بود از 30 گردان.

طرح عملیات

در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه كارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود كه حمله به جناح دشمن، كه عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.

هم چنین، شكستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب كارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.

بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یك از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید:

1-     محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه كرخه).

2-     محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه كارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).

3-     محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از كارون و پیشروی به سمت خرمشهر). 

شرح عملیات

سرانجام عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت 1361 با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد.

شهید آیت الله صدوقی و آیت الله مشكینی نیز كه در كنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه كربلا حضور داشتند، هر یك به طور جداگانه، پیام هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت كردند.

عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می توان تقسیم كرد:

مرحله اول : در محور قرارگاه قدس (شمال كرخه كور) به دلیل هوشیاری دشمن و وجود استحكامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امكان پذیر بود و در این میان تنها تیپ های 43 بیت المقدس و 41 ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور كرده و منطقه ای در جنوب رودخانه كرخه كور را به عنوان سرپل تصرف كنند. عدم پوشش جناحین این یگان ها باعث شده بود كه فشار شدید دشمن برآن ها وارد شود.

در محور قرارگاه فتح، یگان های خودی ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده اهواز – خرمشهر رسانده و به ایجاد استحكامات و جلوگیری از نقل و انتقالات و تحركات دشمن در جاده مذكور پرداختند.

در محور قرارگاه نصر، به دلیل تاخیر در حركت و وجود با تلاق در كنار جاده اهواز – خرمشهر و هم چنین تمركز دشمن در شمال خرمشهر، نیروهای این قرارگاه نتوانستند به اهداف مورد نظر دست یافته و با قرارگاه فتح الحاق كنند.

الحاق كامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور كار عملیات شب دوم قرار گرفت كه با انجام آن تا حدودی اهداف مورد نظر محقق شد، لیكن برخی رخنه ها همچنان باقی بود تا این كه سرانجام پس از 5 روز، جاده اهواز – خرمشهر از كیلومتر 68 تا كیلومتر 103 تثبیت و كلیه رخنه ها ترمیم شد.

مرحله دوم: در این مرحله آزاد سازی خرمشهر از دستور كار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد كه قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پیشروی كنند و قرارگاه قدس نیز ماموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف سرپل در جنوب كرخه كور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد.

عملیات در این مرحله در ساعت 22:30 روز 16/2/1361 آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندكی تاخیر و تحمل فشارهای دشمن، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق كردند.

دشمن با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشكر های 5 و 6 خود را به عقب كشاند. به نظر می رسید این عقب نشینی با دو هدف انجام شده باشد: یكی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشكرها،  و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پدافندی بصره و خرمشهر.

در پی این عقب نشینی كه از ساعات اولیه روز 18/2/1361 آغاز شده بود، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای دشمن، تعدادی از آن ها را كه از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه ای كه توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند.

مرحله سوم: در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حركت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل كننده كه متشكل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز 19/2/1361 عملیات خود را آغاز كردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمركز نیرو در خطوط  پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تكرار این عملیات در روز بعد نیز به شكست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حركت بعدی استفاده شود.

مرحله چهارم عملیات از 1 تا 4 خرداد 1361

سرانجام  در ساعت 22:30 اول خرداد 1361 تلاش برای آزادی سازی خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تك سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واكنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان های دشمن با یكدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان های دشمن بود.

در روز دوم خرداد نتیجه پیكار بسیار درخشان بود و قرارگاه كربلا به هدف خود كه احاطه كامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از 2830 نفر تجاوز كرد و یگان هایی از دشمن كه در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند.

به وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی از یكان های رزمنده، در صحنه عملیات بیت المقدس حضوری فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقی ها بر روی شط العرب و مناطق تجمع آنان در آن سوی رودخانه، نقش ارزنده ای در آزاد سازی خرمشهر ایفا كردند.

در اواخر روز دوم خرداد، قرارگاه كربلا پس از بررسی آخرین وضعیت، تصمیم گرفت تا نیروها با ورود به شهر، آنرا از لوث وجود نیروهای عراقی پاك گردانند. و در سه بامداد روز سوم خرداد واحدهایی از رزمندگان ایران به آن سوی رودخانه وارد شدند.

از طرف دیگر جمعی از نیروهای عراقی با استفاده از تاریكی شب و قایق اقدام به فرار كردند كه تعدادی از این قایق ها توسط تكاوران نیروی دریایی هدف قرار گرفت و سرنشینان آن ها غرق شدند.

نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه 3 بار اقدام به پاتك كردند و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشكنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت دلاورانه رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب نشینی كردند.

در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد در حالی كه درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فكر شكستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان كشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرك خرمشهر در كنار اروند اندكی مقاومت كرد كه آن هم به سرعت در هم شكسته شد.

در ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی كه 24 ساعت در محاصره كامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا كشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.

در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور كامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.

بدین ترتیب این شهر مقاوم كه پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیكره پاك آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر گردید.

رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شكر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه كردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افكند و ملت ایران اسلامی را كه مدت ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور كرد. مردم به خیابان ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شكر به جای آورده و با فرا رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام ها ندای الله اكبر سردادند.

نتایج

طی عملیات بیت المقدس 5038 كیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 كیلومتر از خط مرزی تامین شد.

-         با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید كارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.

-         فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای كه نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاك دفاعی خارج شوند.

-         عملیات بیت المقدس موجب شد تا كشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.

-         طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن كشته و زخمی شدند.

میزان انهدام یگان های دشمن

لشگر 3 زرهی و لشگرهای 11 و 15 پیاده: 80 درصد.

لشگرهای 9 و 10 زرهی: 50 درصد.

لشگر 7 پیاده: 40 درصد.

لشگر 5 مكانیزه و لشگرهای 6 و 12 زرهی: 20 درصد.

تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی: 100 درصد.

تیپ 109 پیاده: 60 درصد.

تیپ های 601، 602، 416، 419 پیاده: 50 درصد.

تیپ های 31، 32 و 33 نیروهای مخصوص به میزان زیاد.

عملیات بیت المقدس در نگاه رسانه های جهان

نگاهی به اخبار و گزارش های منعكس شده از خبرگزاری ها، شبكه های مختلف تلویزیونی مطبوعات معتبر جهان درباره عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر نشان می دهد با وجود نگاه جانبدارانه و جهت دار در ارسال اخبار و اطلاعات یومیه در این باره جملگی این رسانه ها زبان اعتراف گشوده و با بهت و حیرت به شكست نیروهای عراقی در این عملیات اذعان كرده اند مطلب ذیل كه با تلاش روابط عمومی سازمان حفظ نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس سپاه پاسداران تهیه شده نگاهی دارد به اخبار و مواضع رسانه های جهان پس از آزادسازی خرمشهر.

عملیات پیروز بیت المقدس كه منجر به آزادسازی خرمشهر پس از ۵۷۵ روزگردید، ضربه اساسی و تعیین كننده ای بر پیكر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات، و ذهنیت هایی را كه درمورد توانایی و قابلیت های نظامی ایران وجود داشت، تغییر داد. بسیاری از كارشناسان نظامی تحلیل گران رسانه های خارجی، در برابر سرعت عمل و ویژگی های عملیاتی نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.

رادیو دولتی انگلیس كه در شامگاه نهم اردیبهشت ۱۳۶۱ اعلام می كرد: «چنانچه ایرانیان درصدد بازپس گرفتن خرمشهر برآیند، سخت ترین» گردو «را برای شكستن برگزیده اند.» سرانجام ناچار شد سكوت خود را بكشند و طی گفتاری در روز پنجم خرداد ماه سال ۶۱ یعنی دو روز پس از آزادسازی خرمشهر توسط رزمندگان اسلام حیرت زده اعلام كند: «از زمانی كه خبرنگاران غربی از نیروهای عراقی در خرمشهر دیدن كرده و از روحیه خوب آنها گزارش داده اند، بیش از سه یا چهار روز نمی گذرد كه ناگهان همه شهر از دست عراقی ها بیرون كشیده شد.»

در ساعت ۱۰:۵۵ دقیقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ۶۱ خبرگزاری های بین المللی، در گزارش هایی كه با عنوان «بسیار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره كرد برای نخستین بار ضمن استناد به بیانیه نظامی بغداد اعلام داشتند كه عراق «تلویحا به شكست خود اعتراف كرده است. به نوشته وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری رسمی عراق _ آی.ان. ۱ _ طی یك اطلاعیه كوتاه ضمن آن كه از خرمشهر با عنوان» بندر خرمشهر «نام برد، اعلام كرد: سخنگوی ارتش عراق اعلام كرده است بندر خرمشهر را ترك كرده و تا مرزهای بین المللی عقب نشینی كرده اند. این خبرگزاری افزود كه عقب نشینی نیروهای عراقی، از روز یكشنبه اول خرداد ۱۳۶۱ آغاز شده است.»

همین اطلاعیه تلكس بین المللی خبرگزاری عراق، عصر روز چهارم خرداد ۱۳۶۱ به صورت دیگری از سوی رادیو صوت الجماهیر بغداد به اطلاع افكار عمومی عراق رسانده شد: «یك سخنگوی ارتش عراق اعلام كرده است كه نیروهای پیروزمند قادسیه صدام پس از آن كه تمامی حمله های قوای دشمن منحوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجیه (سوسنگرد) و الاهواز (اهواز) با اقتدار كامل دفع كردند... صبح روز ۲۴/۵/۱۹۸۲ (۳/۳/۱۳۶۱) در یك جابه جایی تحسین برانگیز، عقب نشینی تاكتیكی(!) خود را از جبهه معمره (خرمشهر) با موفقیت كامل انجام داده اند.

این دعاوی درست در شرایطی از رادیوی دولتی بغداد پخش می شد كه خبرگزاری آمریكایی» یونایتدپرس «در ساعت بیست وچهار و بیست ودو دقیقه همان روز، در گزارش ارسالی خود از بیروت، سربازان عراقی را در حال فرار توصیف كرده و نوشت:» ... سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گریختن از خرمشهر و مناطق اشغالی هستند «. پس از پخش گزارش های مستند و خبری و تصاویر تهیه شده از جبهه خرمشهر توسط رسانه های ایران و خارجی كه در آنها شكست نیروهای عراقی در قالب صفوف هزاران نفره اسرا و انبوه ادوات و تجهیزات منهدم شده یا به غنیمت درآمده دشمن، به گویاترین وجهی به نمایش درآمد، دیگر حتی كشورهای جنوب خلیج فارس نیز كه همواره از صدام حمایت می كردند، اكنون به واهی بودن دعاوی حكام بغداد اذعان داشتند. از طرف دیگر رژیم عراق برای فریب افكار عمومی و سرپوش گذاشتن بر شكست های بیت المقدس، اقدام به اعطای» مدال شجاعت «،» نشان لیاقت «و نشان» رافدین «به تعدادی از فرماندهان خود كرد. رادیو دولتی صدای امریكا پس از پنج شبانه روز سكوت و امتناع از انعكاس خبر فتح خرمشهر توسط نیروهای ایران، سرانجام در» گزارش ویژه «هشتم خرداد ماه سال ۱۳۶۱ خود می گوید:» با وجود مشكلات تداركاتی، ناآرامی های ناشی از انقلاب و كاهش تدریجی قدرت عملیات نیروهای هوایی ایران، ماشین نظامی ایران به گونه ای اعجاب آور عمل كرد.

روزنامه  گاردین چاپ انگلستان درباره سقوط فتح خرمشهر می نویسد: «سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهم ترین افتخار جنگی عراق كه ایرانی ها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را كه به وسیله آن عراق می كوشید ایران را به پای میز مذاكره بكشاند، از دست بغداد ربودند.»

همچنین وزیر امور خارجه آمریكا «الكساندر هیگ» رسما در شورای امور خاورمیانه وزارت خارجه شان می گوید: «پیروزی های اخیر ایران در جنگ با عراق برای آمریكا نگران كننده است و منافع غرب خصوصا آمریكا را در منطقه به خطر انداخته است.»

 

 

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان


 

شرح کامل عملیات بیت المقدس

در حالی كه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این كشور برای وادار ساختن ایران به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.

در حالی كه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این كشور برای وادار ساختن ایران به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.

بر همین اساس، با توجه به این كه منطقه عمومی غرب كارون آخرین منطقه مهمی بود كه هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یك سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراك نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز كه طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی كه قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مركزی كربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند.

 

اهداف عملیات

مهم ترین اهدافی كه در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:

-         انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشكر.

-         آزاد سازی حدود 5400 كیلومتر مربع از خاك ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.

-         خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.

-         تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).

-         آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.

 

منطقه عملیات

منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، كه از شمال به رودخانه كرخه كور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه كارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.

منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حركت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیك منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز –  خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های كارون،  كرخه كور و اروند  بود.

استعداد دشمن

تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای دشمن به ترتیب زیر بود:

-         لشكر 6 زرهی؛ از جنوب رودخانه كرخه تا هویزه.

-         لشكر 5 مكانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.

-         لشكر 11 پیاده از سید عبود تا خرمشهر –  تیپ های 22، 48، 44 مامور حفاظت از خرمشهر بودند.

-         لشكر 3 زرهی در شمال خرمشهر.

با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند كه در مجموع تمامی یگان هایی كه در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:

-         لشكر 5 مكانیزه؛ شامل: تیپ های 26 و 55 زرهی و تیپ های 15 و 20 مكانیزه.

-         لشكر 6 زرهی؛ شامل: تیپ های 16 و 30 زرهی و تیپ  25 مكانیزه .

-         لشكر 3 زرهی؛ شامل: تیپ های 6،12 و 53 زرهی و تیپ 8 مكانیزه .

-         لشكر 9 زرهی؛ شامل: تیپ های 35 و 43 زرهی و تیپ 14 مكانیزه .

-         لشكر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17 زرهی و 24 مكانیزه .

-         لشكر 11 پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان 44، 48 و 49 پیاده و سه تیپ تحت امر 45 ، 113 و 22 پیاده.

-         لشكر 12 زرهی؛ شامل: تیپ های 46 مكانیزه و 37 زرهی.

-         لشكر 7 پیاده؛ شامل: تیپ های 19 و 39 پیاده.

-         تیپ مستقل 10 زرهی.

-         تیپ های مستقل 109، 419، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پیاده.

-         تیپ های 31، 32 و 33 نیروی مخصوص.

-         تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی.

-         تعداد 30 گروهان كماندو.

-         تعداد 10 قاطع جیش الشعبی (هر قاطع 450 نفر).

-         گردان تانك مستقل سیف سعد.

-         گردان های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین.

-         توپخانه دشمن نیز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشكیل شده بود كه به طور تقریبی عبارت بود از 30 گردان.

طرح عملیات

در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه كارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود كه حمله به جناح دشمن، كه عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.

هم چنین، شكستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب كارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.

بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یك از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید:

1-     محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه كرخه).

2-     محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه كارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).

3-     محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از كارون و پیشروی به سمت خرمشهر). 

شرح عملیات

سرانجام عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت 1361 با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد.

شهید آیت الله صدوقی و آیت الله مشكینی نیز كه در كنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه كربلا حضور داشتند، هر یك به طور جداگانه، پیام هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت كردند.

عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می توان تقسیم كرد:

مرحله اول : در محور قرارگاه قدس (شمال كرخه كور) به دلیل هوشیاری دشمن و وجود استحكامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امكان پذیر بود و در این میان تنها تیپ های 43 بیت المقدس و 41 ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور كرده و منطقه ای در جنوب رودخانه كرخه كور را به عنوان سرپل تصرف كنند. عدم پوشش جناحین این یگان ها باعث شده بود كه فشار شدید دشمن برآن ها وارد شود.

در محور قرارگاه فتح، یگان های خودی ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده اهواز – خرمشهر رسانده و به ایجاد استحكامات و جلوگیری از نقل و انتقالات و تحركات دشمن در جاده مذكور پرداختند.

در محور قرارگاه نصر، به دلیل تاخیر در حركت و وجود با تلاق در كنار جاده اهواز – خرمشهر و هم چنین تمركز دشمن در شمال خرمشهر، نیروهای این قرارگاه نتوانستند به اهداف مورد نظر دست یافته و با قرارگاه فتح الحاق كنند.

الحاق كامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور كار عملیات شب دوم قرار گرفت كه با انجام آن تا حدودی اهداف مورد نظر محقق شد، لیكن برخی رخنه ها همچنان باقی بود تا این كه سرانجام پس از 5 روز، جاده اهواز – خرمشهر از كیلومتر 68 تا كیلومتر 103 تثبیت و كلیه رخنه ها ترمیم شد.

مرحله دوم: در این مرحله آزاد سازی خرمشهر از دستور كار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد كه قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پیشروی كنند و قرارگاه قدس نیز ماموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف سرپل در جنوب كرخه كور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد.

عملیات در این مرحله در ساعت 22:30 روز 16/2/1361 آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندكی تاخیر و تحمل فشارهای دشمن، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق كردند.

دشمن با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشكر های 5 و 6 خود را به عقب كشاند. به نظر می رسید این عقب نشینی با دو هدف انجام شده باشد: یكی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشكرها،  و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پدافندی بصره و خرمشهر.

در پی این عقب نشینی كه از ساعات اولیه روز 18/2/1361 آغاز شده بود، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای دشمن، تعدادی از آن ها را كه از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه ای كه توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند.

مرحله سوم: در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حركت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل كننده كه متشكل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز 19/2/1361 عملیات خود را آغاز كردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمركز نیرو در خطوط  پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تكرار این عملیات در روز بعد نیز به شكست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حركت بعدی استفاده شود.

مرحله چهارم عملیات از 1 تا 4 خرداد 1361

سرانجام  در ساعت 22:30 اول خرداد 1361 تلاش برای آزادی سازی خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تك سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واكنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان های دشمن با یكدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان های دشمن بود.

در روز دوم خرداد نتیجه پیكار بسیار درخشان بود و قرارگاه كربلا به هدف خود كه احاطه كامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از 2830 نفر تجاوز كرد و یگان هایی از دشمن كه در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند.

به وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی از یكان های رزمنده، در صحنه عملیات بیت المقدس حضوری فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقی ها بر روی شط العرب و مناطق تجمع آنان در آن سوی رودخانه، نقش ارزنده ای در آزاد سازی خرمشهر ایفا كردند.

در اواخر روز دوم خرداد، قرارگاه كربلا پس از بررسی آخرین وضعیت، تصمیم گرفت تا نیروها با ورود به شهر، آنرا از لوث وجود نیروهای عراقی پاك گردانند. و در سه بامداد روز سوم خرداد واحدهایی از رزمندگان ایران به آن سوی رودخانه وارد شدند.

از طرف دیگر جمعی از نیروهای عراقی با استفاده از تاریكی شب و قایق اقدام به فرار كردند كه تعدادی از این قایق ها توسط تكاوران نیروی دریایی هدف قرار گرفت و سرنشینان آن ها غرق شدند.

نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه 3 بار اقدام به پاتك كردند و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشكنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت دلاورانه رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب نشینی كردند.

در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد در حالی كه درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فكر شكستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان كشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرك خرمشهر در كنار اروند اندكی مقاومت كرد كه آن هم به سرعت در هم شكسته شد.

در ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی كه 24 ساعت در محاصره كامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا كشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.

در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور كامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.

بدین ترتیب این شهر مقاوم كه پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیكره پاك آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر گردید.

رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شكر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه كردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افكند و ملت ایران اسلامی را كه مدت ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور كرد. مردم به خیابان ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شكر به جای آورده و با فرا رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام ها ندای الله اكبر سردادند.

نتایج

طی عملیات بیت المقدس 5038 كیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 كیلومتر از خط مرزی تامین شد.

-         با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید كارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.

-         فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای كه نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاك دفاعی خارج شوند.

-         عملیات بیت المقدس موجب شد تا كشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.

-         طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن كشته و زخمی شدند.

میزان انهدام یگان های دشمن

لشگر 3 زرهی و لشگرهای 11 و 15 پیاده: 80 درصد.

لشگرهای 9 و 10 زرهی: 50 درصد.

لشگر 7 پیاده: 40 درصد.

لشگر 5 مكانیزه و لشگرهای 6 و 12 زرهی: 20 درصد.

تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی: 100 درصد.

تیپ 109 پیاده: 60 درصد.

تیپ های 601، 602، 416، 419 پیاده: 50 درصد.

تیپ های 31، 32 و 33 نیروهای مخصوص به میزان زیاد.

عملیات بیت المقدس در نگاه رسانه های جهان

نگاهی به اخبار و گزارش های منعكس شده از خبرگزاری ها، شبكه های مختلف تلویزیونی مطبوعات معتبر جهان درباره عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر نشان می دهد با وجود نگاه جانبدارانه و جهت دار در ارسال اخبار و اطلاعات یومیه در این باره جملگی این رسانه ها زبان اعتراف گشوده و با بهت و حیرت به شكست نیروهای عراقی در این عملیات اذعان كرده اند مطلب ذیل كه با تلاش روابط عمومی سازمان حفظ نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس سپاه پاسداران تهیه شده نگاهی دارد به اخبار و مواضع رسانه های جهان پس از آزادسازی خرمشهر.

عملیات پیروز بیت المقدس كه منجر به آزادسازی خرمشهر پس از ۵۷۵ روزگردید، ضربه اساسی و تعیین كننده ای بر پیكر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات، و ذهنیت هایی را كه درمورد توانایی و قابلیت های نظامی ایران وجود داشت، تغییر داد. بسیاری از كارشناسان نظامی تحلیل گران رسانه های خارجی، در برابر سرعت عمل و ویژگی های عملیاتی نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.

رادیو دولتی انگلیس كه در شامگاه نهم اردیبهشت ۱۳۶۱ اعلام می كرد: «چنانچه ایرانیان درصدد بازپس گرفتن خرمشهر برآیند، سخت ترین» گردو «را برای شكستن برگزیده اند.» سرانجام ناچار شد سكوت خود را بكشند و طی گفتاری در روز پنجم خرداد ماه سال ۶۱ یعنی دو روز پس از آزادسازی خرمشهر توسط رزمندگان اسلام حیرت زده اعلام كند: «از زمانی كه خبرنگاران غربی از نیروهای عراقی در خرمشهر دیدن كرده و از روحیه خوب آنها گزارش داده اند، بیش از سه یا چهار روز نمی گذرد كه ناگهان همه شهر از دست عراقی ها بیرون كشیده شد.»

در ساعت ۱۰:۵۵ دقیقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ۶۱ خبرگزاری های بین المللی، در گزارش هایی كه با عنوان «بسیار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره كرد برای نخستین بار ضمن استناد به بیانیه نظامی بغداد اعلام داشتند كه عراق «تلویحا به شكست خود اعتراف كرده است. به نوشته وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری رسمی عراق _ آی.ان. ۱ _ طی یك اطلاعیه كوتاه ضمن آن كه از خرمشهر با عنوان» بندر خرمشهر «نام برد، اعلام كرد: سخنگوی ارتش عراق اعلام كرده است بندر خرمشهر را ترك كرده و تا مرزهای بین المللی عقب نشینی كرده اند. این خبرگزاری افزود كه عقب نشینی نیروهای عراقی، از روز یكشنبه اول خرداد ۱۳۶۱ آغاز شده است.»

همین اطلاعیه تلكس بین المللی خبرگزاری عراق، عصر روز چهارم خرداد ۱۳۶۱ به صورت دیگری از سوی رادیو صوت الجماهیر بغداد به اطلاع افكار عمومی عراق رسانده شد: «یك سخنگوی ارتش عراق اعلام كرده است كه نیروهای پیروزمند قادسیه صدام پس از آن كه تمامی حمله های قوای دشمن منحوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجیه (سوسنگرد) و الاهواز (اهواز) با اقتدار كامل دفع كردند... صبح روز ۲۴/۵/۱۹۸۲ (۳/۳/۱۳۶۱) در یك جابه جایی تحسین برانگیز، عقب نشینی تاكتیكی(!) خود را از جبهه معمره (خرمشهر) با موفقیت كامل انجام داده اند.

این دعاوی درست در شرایطی از رادیوی دولتی بغداد پخش می شد كه خبرگزاری آمریكایی» یونایتدپرس «در ساعت بیست وچهار و بیست ودو دقیقه همان روز، در گزارش ارسالی خود از بیروت، سربازان عراقی را در حال فرار توصیف كرده و نوشت:» ... سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گریختن از خرمشهر و مناطق اشغالی هستند «. پس از پخش گزارش های مستند و خبری و تصاویر تهیه شده از جبهه خرمشهر توسط رسانه های ایران و خارجی كه در آنها شكست نیروهای عراقی در قالب صفوف هزاران نفره اسرا و انبوه ادوات و تجهیزات منهدم شده یا به غنیمت درآمده دشمن، به گویاترین وجهی به نمایش درآمد، دیگر حتی كشورهای جنوب خلیج فارس نیز كه همواره از صدام حمایت می كردند، اكنون به واهی بودن دعاوی حكام بغداد اذعان داشتند. از طرف دیگر رژیم عراق برای فریب افكار عمومی و سرپوش گذاشتن بر شكست های بیت المقدس، اقدام به اعطای» مدال شجاعت «،» نشان لیاقت «و نشان» رافدین «به تعدادی از فرماندهان خود كرد. رادیو دولتی صدای امریكا پس از پنج شبانه روز سكوت و امتناع از انعكاس خبر فتح خرمشهر توسط نیروهای ایران، سرانجام در» گزارش ویژه «هشتم خرداد ماه سال ۱۳۶۱ خود می گوید:» با وجود مشكلات تداركاتی، ناآرامی های ناشی از انقلاب و كاهش تدریجی قدرت عملیات نیروهای هوایی ایران، ماشین نظامی ایران به گونه ای اعجاب آور عمل كرد.

روزنامه  گاردین چاپ انگلستان درباره سقوط فتح خرمشهر می نویسد: «سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهم ترین افتخار جنگی عراق كه ایرانی ها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را كه به وسیله آن عراق می كوشید ایران را به پای میز مذاكره بكشاند، از دست بغداد ربودند.»

همچنین وزیر امور خارجه آمریكا «الكساندر هیگ» رسما در شورای امور خاورمیانه وزارت خارجه شان می گوید: «پیروزی های اخیر ایران در جنگ با عراق برای آمریكا نگران كننده است و منافع غرب خصوصا آمریكا را در منطقه به خطر انداخته است.»

 

 

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان

 
1389/2/9 پنجشنبه 
 
ويژه شهادت حضرت فاطمه (س) 
 

 دین اسلام به وسیله­ ویژگی­های متعددی از دیگر ادیان متمایز می­گردد. از آن جمله، اسلام به واسطه­ شخصیت بانویی یگانه چون فاطمه­ زهرا (علیها السلام) ویژگی خاصی می­یابد؛ بانویی که قرآن کریم سوره­ی کوثر را به نام او اختصاص داده است...

خداوند اراده کرده است تا به وسیله­ خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، هم بُعد انسانی و هم بعد رسالتی وی را استمرار بخشد و برخلاف برخی انبیای گذشته چون نوح، موسی و عیسی (علیهم السلام) رشته بقای رسالت را از خاندانش گسسته ننماید. لذا خداوند این­گونه مقدر نمود تا نسل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به وسیله "دخترش" امتداد یابد و او فاطمه (علیها السلام) است و بس.(1) این در حالی است که خداوند می­ توانست مانند ابراهیم (علیه السلام)، نسل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را نیز از طریق پسرانش امتداد دهد.

فاطمه زهرا (علیها السلام)، فضیلت و قداست خاصی ...

 

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان


 

 دين اسلام به وسيله­ ويژگي­هاي متعددي از ديگر اديان متمايز مي­گردد. از آن جمله، اسلام به واسطه­ شخصيت بانويي يگانه چون فاطمه­ زهرا (عليها السلام) ويژگي خاصي مي­يابد؛ بانويي که قرآن کريم سوره­ي کوثر را به نام او اختصاص داده است...

خداوند اراده کرده است تا به وسيله­ خاندان پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)، هم بُعد انساني و هم بعد رسالتي وي را استمرار بخشد و برخلاف برخي انبياي گذشته چون نوح، موسي و عيسي (عليهم السلام) رشته بقاي رسالت را از خاندانش گسسته ننمايد. لذا خداوند اين­گونه مقدر نمود تا نسل پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به وسيله "دخترش" امتداد يابد و او فاطمه (عليها السلام) است و بس.(1) اين در حالي است که خداوند مي­ توانست مانند ابراهيم (عليه السلام)، نسل پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را نيز از طريق پسرانش امتداد دهد.

فاطمه زهرا (عليها السلام)، فضيلت و قداست خاصي در نزد خداوند دارد و البته رابطه او با پروردگارش نيز، ارتباطي ويژه است که در مقابل باعث گرديده تا تمجيد و ستايش الهي شامل حال فاطمه (عليها السلام) گردد. براي همين، هيچ بانويي همتاي فاطمه (عليها السلام) نيست. اين مطلب از موضوعاتي است که مي­توان از متون روايي و تاريخي به صورت قطعي و يقيني آن را اثبات کرد؛ تا جايي که حتي عموم علماي اهل سنت نيز در قالب­ هاي مختلف و با نصوص گوناگون، آن را نقل نموده­اند.(2) اين نصوص همگي بر يک نکته اتفاق نظر دارند و آن "قداست فاطمه (عليها السلام)" مي­باشد.

حال اگر اين چنين بانويي مورد بي­مهري قرار گيرد، بدون شک دامنه اين بي­ مهري بسيار فراتر از آن چيزي است که تصور مي­کنيم:

به راستي که دشمنان زهرا (عليها السلام)، تشکيل دهنده­ جبهه دشمني با مهم­ترين مقدسات اسلامي، يعني قرآن کريم هستند؛ چرا که به اعتقاد مسلمانان بسياري از آيات قرآن کريم در شأن اهل بيت (عليهم السلام) نازل گرديده است: همانند "آيهتطهير"(3)، " آيه مودت"(4) و " آيهمباهله"(5)

آري؛ شايد مسلمانان در مورد مصاديق اهل بيت و تعداد آن ها اختلاف نظر داشته باشند، اما در اين که زهرا (عليها السلام) يکي از مصاديق اهل بيت در  آيه تطهير است، هيچ شک و اختلافي ميان مسلمين وجود ندارد.(6) لذا دشمني با زهرا (عليها السلام)، دشمني با قرآن کريم است.

از سوي ديگر بدون شک دشمني با زهرا (عليها السلام)، دشمني با پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است؛ پيامبري که مقدس­ترين چهره­ي بشريت در طول تاريخ است. به بيان ديگر: ظلم به زهرا (عليها السلام)، ظلم به تمام مقدسات اسلامي است که بارزترين و واضح ­ترين آن پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) مي­باشد؛ چرا که رضاي فاطمه (عليها السلام)، رضاي او و غضب فاطمه (عليها السلام)، غضب او و آزار فاطمه (عليها السلام)، آزار اوست.(7) لذا دشمني با زهرا (عليها السلام)، دشمني با پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است.

هم­چنين اين دشمني در حقيقت دشمني با شخصيت مومن است. در بسياري از روايات از حرمت و عظمت مومن در نزد خداوند سبحان ياد شده است؛ به گونه­اي که حرمت او از حرمت کعبه که در ميان مسلمانان از جايگاه رفيعي برخوردار است، بيشتر و والاتر برشمرده شده است؛(8) همان کعبه اي که بنابر برخي روايات، اگر احترام آن خدشه­ دار گردد، عرش خدا به لرزه درمي­آيد. اما علي رغم اين، باز هم "حرمت مومن عادي" از کعبه بالاتر است. حال به راستي جايگاه بانوي مومني چون زهرا (عليها السلام) که بي­شک به دليل انتسابش به پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) از يک سو و به اعتبار شخصيت و صفات متعالي و مقام بالا و رفيعش از سوي ديگر حرمتي بسيار خاص دارد، چگونه مي­شود؟ در بيان جايگاه چنين بانويي همين بس که آيه­ تطهير در شأن او نازل گرديده است. با اين وجود اگر به چنين وجود مقدسي، که ميان مسلمانان به پاکي و طهارت شهره است، ظلمي روا گردد، اين دشمني عادي نيست بلکه اين، بالاترين نوع دشمني با کرامت و انسانيت خواهد بود.

از بعد ديگر دشمني با اين بانو، دشمني با جايگاه زن است. در اسلام، زن از جايگاه ويژه و احترام خاص و والايي برخوردار است. حتي اگر به اين موضوع از ناحيه­ متعارف اجتماعي نيز بنگريم، متوجه خواهيم شد که در جوامع بشري هم براي زن احترام خاصي وجود دارد. لذا يکي از دردناک­ترين ظلم­هايي که براي يک مرد روي مي­دهد، آن است که به همسرش در مقابل چشمانش ستم روا شود. براي همين، مصائبي که بر بانوان اهل بيت امام حسين (عليه السلام) در کربلا وارد گرديد، به موازات ظلم و مصائبي است که بر خود سيدالشهداء (عليه السلام) روا گشت؛ اين در حالي بود که آن­چه بر اهل بيت ايشان واقع شد، نه قتل و نه ضربه­ي سنگ و شمشير بود؛ بلکه "هتک حرمت" آنان به وسيله اسارت و موضوعاتي از اين قبيل بود که خود مصيبتي بزرگ است...

هنگامي که کمي بيشتر در زواياي زندگاني فاطمه (عليها السلام) مي انديشيم، مي يابيم که او نمونه کامل يک بانو و مثال بارز قداست در جامعه­ اسلامي است. لذا بي مهري و دشمني با اين بانو که در اوج قداست مقام زن قرار دارد، دشمني با جايگاه زن است.

 اما آيا فاطمه­ اي که اين چنين جايگاه رفيعي دارد، پس از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) مورد بي­مهري قرار نگرفت؟ به راستي هم اکنون مزار بانوي اسلام کجاست؟ واقعا سرنوشت سومين سبط پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) که رسول خدا او را محسن ناميد و علماي اسلامي در آثار خويش نام او را به عنوان فرزند فاطمه (عليها السلام) برشمرده اند، چه شد؟ چرا از سرنوشت او کمتر سخن به ميان آمده؟ صفحات تاريخ، حرف­هاي بسياري برايمان دارند...

 

«برگرفته از کتاب "زهرا (عليها السلام)"، نوشته آيت الله سيد محمدباقر حکيم (با تلخيص و اضافات)»

 

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان سوم جمادي الثاني، سالروز  شهادت

 بانوي نمونه اسلام، ام ابيها، صديقه­ طاهره

 فاطمه­ زهرا (سلام الله عليها)

 را به تمامي مسلمانان جهان تسليت مي­گويد.

 

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان

 
1389/2/8 چهارشنبه 
 
دوم ارديبهشت روز زمين پاك گرامي باد. 
 

 در اوايل اکتبر 1969 جان مك كانل (J. Mc Connell) به چند نفر از اعضاي انجمن شهر سانفرانسيسکوپيشنهاد داد تا نخستين روز بهار به عنوان «روز زمين» (Earth Day) ناميده شود. مك كانل روزنامه‌نگار و علاقمند به نجوم بود؛او معتقد بود كه «اعتدال بهاري» يا تساوي روز و شب كه در 21مارس(اول فروردين)رويمي‌دهد، نشانه‌اي از نو شدن زندگي است و چون از ديرباز در فرهنگ ها و مليت‌هاي گوناگون، نخستين روز بهار بيست‌و يكم مارس دانسته شده و آن را گرامي داشته‌اند، اين روز مي‌تواند فارغ از تمايزهاي فرهنگي، مذهبي، مليتي و نژادي، مردم جهان را به انديشه درباره‌ «پرستاري از زمين و دوستي با همسايه» تشويق كند.

نخستين اعلاميه روز زمين در سال 1970 توسط شهردار سانفرانسيسكو، جوزف آليوتو (J. Alioto) در بزرگ‌داشت «صلح، عدالت، و مراقبت اززمين» خوانده شد. بعداً اوتانت (Uthant) دبيركل سازمان ملل طي بيانيه اي، 21 مارس را روز زمين خواند. در روز 21مارس، در مقرهاي سازمان ملل در نيويورك و ژنو،«زنگ صلح» به صدا در مي‌آيد.مك كانل گفته است كه اعتدال بهاري، همه‌ بشريت را بهشناخت زمين و احترام به توازن زيباي آن فرامي‌خواند؛ توازن ميان حضور جانوران برزمين، ماهيان در دريا، پرندگان در هوا، و نوع بشر در همه جا. نكته‌ي مهم اين است كه انسان بايد پيوسته با هوشياري مراقب باشد كه اين توازن ظريف به همنريزد.

ما همه اعضاي خانواده‌ انساني هستيم و ...

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان


 

  در اوايل اکتبر 1969 جان مك كانل (J. Mc Connell) به چند نفر از اعضاي انجمن شهر سانفرانسيسکو پيشنهاد داد تا نخستين روز بهار به عنوان «روز زمين» (Earth Day) ناميده شود. مك كانل روزنامه‌نگار و علاقمند به نجوم بود؛او معتقد بود كه «اعتدال بهاري» يا تساوي روز و شب كه در 21مارس(اول فروردين)رويمي‌دهد، نشانه‌اي از نو شدن زندگي است و چون از ديرباز در فرهنگ ها و مليت‌هاي گوناگون، نخستين روز بهار بيست‌و يكم مارس دانسته شده و آن را گرامي داشته‌اند، اين روز مي‌تواند فارغ از تمايزهاي فرهنگي، مذهبي، مليتي و نژادي، مردم جهان را به انديشه درباره‌ «پرستاري از زمين و دوستي با همسايه» تشويق كند.

نخستين اعلاميه روز زمين در سال 1970 توسط شهردار سانفرانسيسكو، جوزف آليوتو (J. Alioto) در بزرگ‌داشت «صلح، عدالت، و مراقبت اززمين» خوانده شد. بعداً اوتانت (Uthant) دبيركل سازمان ملل طي بيانيه اي، 21 مارس را روز زمين خواند. در روز 21مارس، در مقرهاي سازمان ملل در نيويورك و ژنو،«زنگ صلح» به صدا در مي‌آيد.مك كانل گفته است كه اعتدال بهاري، همه‌ بشريت را بهشناخت زمين و احترام به توازن زيباي آن فرامي‌خواند؛ توازن ميان حضور جانوران برزمين، ماهيان در دريا، پرندگان در هوا، و نوع بشر در همه جا. نكته‌ي مهم اين است كه انسان بايد پيوسته با هوشياري مراقب باشد كه اين توازن ظريف به همنريزد.

ما همه اعضاي خانواده‌ انساني هستيم و سياره‌ زمين را با تمامي غناي آن به ارث برده‌ايم. هر انسان حق يكساني نسبت به زمين، مواد معدني و مواد خام دارد، و هيچ‌كاري نبايد در جهت از بين بردن فرصت‌هاي يكسان براي انسان‌هاي حاضر و آينده، انجام شود.هماهنگي با طبيعت، و هم‌دلي با نزديكان و ديگر انسان‌ها، آرمان كساني است كه در انديشه‌ زمين پاك و محيط زيست سالمهستند

روز زمين» ديگري هم وجود دارد: سناتور گايلورد نلسون(G. Nelson)و دنيس هايس (D. Hayes) در بهار 1970 اعلام كردند كه لازم است يك روز «براي نزديكي بامحيط زيست» داشته باشيم. سناتور نلسون از مخالفان جنگ ويتنام بود، او به تصويب چندقانون زيست محيطي سناي آمريكا كمك كرد.

  نلسون 22 آوريل (دوم ارديبهشت) را روز زمين خواند؛ اين روز مطابق يا نزديك به روز عيد پاك (Easter)است.

در تقويم رسمي ايران، دوم ارديبهشت «روز زمين پاك » اعلام شده است. ظاهراً به دليل آن كه اول فروردين در ايران تعطيل رسمي است و جايي براي برگزاري مراسم و همايش و مانند اين ها نيست، بزرگ داشت زمين در دوم ارديبهشت برگزار مي شود. حال آن‌كه اول فروردين تناسب بهتري با موضوع دارد و هماهنگ با سنت‌هاي ديرپاي ما و آِيين نوروز است.

به هر حال طرفداران انديشه‌ سبز، هر روز را روز زمين مي‌دانند و معتقد به حفظ يا احياي هماهنگي و توازن ميان زمين و انسان هستند. هر فرد و گروهي مي‌تواند با برگزار كردن يك مراسم كوچك يا بزرگ، با پراكندن واژه هاي محيط زيست و بازيافت و صرفه جويي و مانند اين‌ها در جامعه، با ترويج شيوه‌هاي زيست ساده‌تر، با جلوگيري از ريخت و پاش غيرضروري، با عضويت در گروه‌هاي زيست محيطي، با مراقبت از درختان و ... به طور كلي با كسب آگاهي از وضع زمين و احساس مسئوليت نسبت به آن، روز زمين را گرامي بدارد.

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان

 
1389/2/1 چهارشنبه 
 
ويژه ميلاد حضرت امام رضا (ع) 
 

ميلاد عالم آل محمد، هشتمين حجت سرمد، نگين درخشان وطن، السلطان ابالحسن حضرت امام رضا(ع) مبارك باد.

مدح خورشيد

يکي از مسائل بسيار مهمي که امروزه، هم در حوزه اخلاقيات و فلسفه اخلاق و هم در ساحت الهيات و فلسفه دين مطرح است، مساله رابطه دين و اخلاق است. در اين خصوص، مي توان چشم اندازهاي گوناگوني برگزيد و از زواياي مختلفي به اين مساله پرداخت. پاسخ تفصيلي ما به پرسش از رابطه دين و اخلاق هرچه که باشد، به نظر مي رسد که ترديد در سهم بزرگ اديان الهي در بسط و گسترش ارزش هاي اخلاقي در جوامع بشري، به هيچ وجه شايسته نباشد. با نگاهي به تاريخ زرين پيامبران الهي، بي درنگ در مي يابيم که اين گروه، شايسته ترين و نيک ترين مردمان عصر خويش بوده و زندگاني آنان آکنده از فضايل اخلاقي چه در ناحيه خُلق و خو و چه در جهت رفتار و کردار بوده است. و سرآمد اين شايستگان، پيامبر گرانقدر اسلام است که دوست و دشمن در اعتراف به سجاياي اخلاقي او همداستان اند.

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان


 

ميلاد عالم آل محمد، هشتمين حجت سرمد، نگين درخشان وطن، السلطان ابالحسن حضرت امام رضا(ع) مبارك باد.

مدح خورشيد

يکي از مسائل بسيار مهمي که امروزه، هم در حوزه اخلاقيات و فلسفه اخلاق و هم در ساحت الهيات و فلسفه دين مطرح است، مساله رابطه دين و اخلاق است. در اين خصوص، مي توان چشم اندازهاي گوناگوني برگزيد و از زواياي مختلفي به اين مساله پرداخت. پاسخ تفصيلي ما به پرسش از رابطه دين و اخلاق هرچه که باشد، به نظر مي رسد که ترديد در سهم بزرگ اديان الهي در بسط و گسترش ارزش هاي اخلاقي در جوامع بشري، به هيچ وجه شايسته نباشد. با نگاهي به تاريخ زرين پيامبران الهي، بي درنگ در مي يابيم که اين گروه، شايسته ترين و نيک ترين مردمان عصر خويش بوده و زندگاني آنان آکنده از فضايل اخلاقي چه در ناحيه خُلق و خو و چه در جهت رفتار و کردار بوده است. و سرآمد اين شايستگان، پيامبر گرانقدر اسلام است که دوست و دشمن در اعتراف به سجاياي اخلاقي او همداستان اند.

اين نکته نيز، هر چند مکرر گوشزد شده است، همواره گفتني و شنيدني است که اساساً رسول گرامي اسلامي، غايت پيغام آوري خويش را به غايت رساندن مکارم اخلاقي مي داند و از اين رو، لب به اين سخن گهربار مي گشايد که: انّي بُعثتُ لاُتممَ مَکارِمَ الاخلاق"( همانا براي تکميل مکارم و فضايل اخلاقي مبعوث گرديده ام.)

باري، سخن از نقش دين در توسعه فضايل اخلاقي بسيار مي توان گفت و در اينجا، در مقام تمهيد مقدمه اي بر سخن اصلي خود، يادآور مي شويم که اديان آسماني، نه تنها مروج و مشوق خوبي ها و نيکي هاي اخلاقي بوده اند، بلکه با ارائه الگوهاي عملي، آدميان را در مشق اخلاق مداري و فرشته خويي مدد رسانده اند. از ديدگاه ما شيعيان، پيامبر اکرم (ص) و اهل بيت مکرم او الگوهاي عملي اخلاق اند که از آسمان رحمت الهي، بسان دانه هاي پاک باران، بر زمين عطشناک فطرت آدميان باريده اند. از اين رو، شايسته است که همواره در کنار ساير ابعاد به بُعد اخلاقي اين بزرگواران توجه داشته و آنان را سرمشق عملي حيات خويش قرار دهيم.

 

گوشه هايي از شخصيت اخلاقي امام رضا عليه السلام

شکي نيست که نگاهي جامع به فضايل اخلاقي امام رضا (ع) نيازمند نگارش مقالات بلکه کتاب هايي مفصل است. در اين مختصر، مي کوشيم به قدر جرعه اي از اقيانوس کمالات اخلاقي آن حضرت بنوشيم و از اين رو، چاره اي جز اکتفا به ذکر فرازهايي از ويژگي هاي شخصيتي آن امام همام نداريم، هر چند توصيف خورشيد وجود آن حضرت کاري بس دشوار است .

زهد امام

يکي از اوصاف انسان هاي بزرگ، زهد و بي ميلي آنها نسبت به دنيا و زينت ها و تجملات آن است و امام رضا(ع) نيز سرآمد زاهدان عصر خويش بود. در روايتي از محمد بن عباد وارد شده است که مي گفت: امام رضا(ع) در تابستان بر روي حصير و در زمستان بر روي پوستيني مي نشست و لباس خشن مي پوشيد.(1) روزي سفيان نوري، امام را در پوششي از خز ملاحظه کرد. پس اين عمل امام(ع) را ناشايست مي شمرد و بر امام(ع) خرده گرفت که چرا لباسي ارزانتر نمي پوشد. آنگاه امام(ع) دست سفيان را گرفت و آن را زيرلباس خود قرار داد و چون دست سفيان به پوستيني که امام(ع) زيرلباس خز پوشيده بود، اصابت کرد، امام (ع) فرمود:" اي سفيان! پوشيدن لباس خز براي خلق است و پوشيدن پوستين براي حق!"

 سخاوت امام

تاريخ زندگاني امام رضا(ع) گواهي مي دهد که در نزد حضرت، از امور دنيا چيزي محبوبتر از احسان به مردم و انفاق به تهيدستان نبود. تا آنجا که در اوان استقرار در خراسان، در يکي از روزهاي عرفه، تمام اموال خويش را ميان فقرا قسمت کرد. اين عمل امام(ع) بر فضل بن سهل گران آمد و امام(ع) را زيان ديده خواند. علي بن موسي(ع) به او فرمود: چنين نيست، بلکه اين عمل، با توجه به پاداش آن، عين سود بردن است.(2)

همچنين در روايت آمده است که روزي تنگدستي رو به امام(ع) نمود، گفت:" به من به اندازه جوانمردي و مروتت عطا کن." امام (ع) پاسخ داد:" چنين کاري از توان من خارج است." شخص نيازمند که متوجه خطاي خويش شده بود، دوباره گفت:" به من به قدر جوانمردي خودم عطا کن." امام (ع) پاسخ داد:" چنين کنم" پس رو به خادم خويش کرده فرمود:" به او صد دينار بده."(3)

تقوا و عبادت

يکي از بارزترين ويژگي هاي شخصيتي امام رضا(ع) ارتباط عميق معنوي با خدا است که در کثرت عبادت و خويشتنداري حضرت تجلي مي نمود. ابراهيم بن عباس در روايتي مي گويد:" امام(ع) شبها بسيار کم مي خوابيد و غالباً شب را از ابتدا تا صبحگاهان به احياء و عبادت مي گذراند و بسيار روزه مي گرفت و هيچ ماهي نبود که در آن لااقل سه روز روزه نباشد.(4) و از شبراوي نيز روايت شده که امام رضا(ع):" همواره با وضو و نماز همراه بود و تمام مدت شب را با نماز مي گذراند..."(5)

همچنين، از امام(ع) دعاهايي نقل شده است که همگي سرشار از روح بندگي و انس با حضرت معبود و توکل بر ذات احدي اوست. از جمله آن که مي فرمود:" يا من دلّني علي نفسه و ذلل قلبي بتصديقه اسالک الامن و الايمان في الدنيا و الاخرة"(6)؛ " اي کسي که مرا به سوي خودت رهنمون گشتي و دلم را به واسطه تصديق خود آرام گرداندي. از تو ايمان و امنيت در دنيا و آخرت را خواستارم."

 علم و دانش گسترده

از ديگر ابعاد سترگ شخصيت علي بن موسي(ع) احاطه شگرف آن امام بر انواع علوم و دانش ها است تا آنجا که دشمن او، يعني مامون، از اعتراف به اين واقعيت گريزي نداشت و مي گفت:" من در زمين کسي داناتر از اين مرد - يعني امام رضا(ع)- سراغ ندارم"(7) امام (ع) داناترين اهل زمان خويش بود و از همين رو، عالمان و فقيهان از سراسر بلاد اسلامي به حضورش شرفياب شده، پاسخ پرسش هاي علمي خود را مي يافتند. عبدالسلام هروي که از عالمان زمان امام(ع) بوده، مي گويد:" کسي را داناتر از علي بن موسي(ع) نديدم و هيچ عالمي با او ملاقات نمي کرد مگر آن که همين شهادت را نسبت به مقام علمي او مي داد. مامون امام(ع) را در مجالسي که تعدادي از دانشمندان اديان ديگر و نيز فقيهان و متکلمان حضور داشتند، دعوت مي کرد و امام(ع) در بحث علمي بر همه آنان چيره مي گشت..."(8)­

يکي از مظاهر شگفت انگيز علم امام(ع) که از علم لايزال الهي سرچشمه مي گرفت، تسلط او بر همه زبان ها بود. اباصلت هروي مي گويد: امام رضا(ع) با هر يک از مردمان به زبان خودش صحبت مي کرد و چون در اين خصوص با او سخن گفتم فرمود:" اي اباصلت من حجت خدا بر تمام مردم هستم و ممکن نيست خدا حجتي را براي قومي برگزيند در حالي که زبان آن قوم را نمي داند..."(9)

سخن در باب کمالات امام علي بن موسي(ع) بسيار است و مجال اين نوشتار اندک. از اين رو، سخن را خاتمه مي دهيم و از خداوند، توفيق پيروي از آن امام همام(ع) و ساير پيشوايان دين را طلب مي کنيم.

 

 

پانوشت:

1- عيون اخبارالرضا، ج2،ص 178.

2- مناقب، ج 4، ص390.

3- همان .

4- بحارالانوار،ج 49، ص91.

5- الاتحاف يحب الاشراف، ص 59.

6- اصول کافي،ج 2، ص 579.

7- الارشاد، ج 2، ص261.

8- اعلام الوري،ج 3، ص4.

9- مناقب، ج 4، ص362.

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان

 
1388/8/5 سه شنبه 
 
هفته دفاع مقدس گرامي باد. 

  بسم الله الرحمن الرحيم
اين مقاله، توسط سرتيپ "علي نيك فرد" ، عضور افتخاري هيات معارف جنگ سپهبد " علي صياد شيرازي تهيه شده است. نامبرده در طول جنگ با مسووليت‌هاي مختلف و متعددي انجام وظيفه نموده است


تهاجم سراسري عراق در 31 شهريور 1359 و اشغال بخشي از خاك مقدس ميهن اسلامي، با مقاومت ملت بزرگ ايران مواجه شد و سرانجام پس از مدت كوتاهي، در سراسر جبهه‌ها متوقف گرديده و در لاك دفاعي فرو رفت
روياي شيرين فتح خوزستان، رسيدن هفت روزه به تهران و سرانجام سقوط جمهوري اسلامي، به تلخكامي حاكمان بغداد و ابر قدرت‌هاي پشتيباني وي تبديل گرديد. مدتي نگذشت كه ملت ايران نيروهاي مسلح خود را بازسازي و براي آزادسازي مناطق اشغالي آماده نموده و يك صدا و يكپارچه فرياد زدند همه
سر به سرتن به كشتن دهياز آن به كه كشور به دشمن دهيمبراي آزاد سازي كشور، نيروهاي مسلح دست در دست نيروهاي مردمي و پشتيباني آحاد ملت و به رهبري امام امت، با يك دست قرآن و با دستي ديگر اسلحه، به دشمن يورش برده و طي چند عمليات بزرگ و پي در پي همانند ثامن الائمه(ع) طريق القدس، فتح‌المبين و بيت المقدس و... بيشتر مناطق و شهرهاي اشغالي را يكي حاكم عراق به بهانه واهي "لزوم به كارگيري نيروهاي اسلام در جنگ با كشور اسراييل ناگهان صلح طلب شده و با آتش بس خود فرموده ، نيروهاي خود را به مرزهاي بين‌المللي  ...

 روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان


  بسم الله الرحمن الرحيم
اين مقاله، توسط سرتيپ "علي نيك فرد" ، عضور افتخاري هيات معارف جنگ سپهبد " علي صياد شيرازي تهيه شده است. نامبرده در طول جنگ با مسووليت‌هاي مختلف و متعددي انجام وظيفه نموده است


تهاجم سراسري عراق در 31 شهريور 1359 و اشغال بخشي از خاك مقدس ميهن اسلامي، با مقاومت ملت بزرگ ايران مواجه شد و سرانجام پس از مدت كوتاهي، در سراسر جبهه‌ها متوقف گرديده و در لاك دفاعي فرو رفت
روياي شيرين فتح خوزستان، رسيدن هفت روزه به تهران و سرانجام سقوط جمهوري اسلامي، به تلخكامي حاكمان بغداد و ابر قدرت‌هاي پشتيباني وي تبديل گرديد. مدتي نگذشت كه ملت ايران نيروهاي مسلح خود را بازسازي و براي آزادسازي مناطق اشغالي آماده نموده و يك صدا و يكپارچه فرياد زدند همه
سر به سرتن به كشتن دهياز آن به كه كشور به دشمن دهيمبراي آزاد سازي كشور، نيروهاي مسلح دست در دست نيروهاي مردمي و پشتيباني آحاد ملت و به رهبري امام امت، با يك دست قرآن و با دستي ديگر اسلحه، به دشمن يورش برده و طي چند عمليات بزرگ و پي در پي همانند ثامن الائمه(ع) طريق القدس، فتح‌المبين و بيت المقدس و... بيشتر مناطق و شهرهاي اشغالي را يكي حاكم عراق به بهانه واهي "لزوم به كارگيري نيروهاي اسلام در جنگ با كشور اسراييل ناگهان صلح طلب شده و با آتش بس خود فرموده ، نيروهاي خود را به مرزهاي بين‌المللي عقب كشيد.

عراق با اين اقدام فريبكارانه، ضمن آن كه در نظر داشت از تحمل تلفات و ضايعات بيشتر، ارتش خود را نجات دهد، دستور آزادسازي قدس را به جمهوري اسلامي ايران مي‌داد تا بلكه بتواند از فشارهاي آتي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران بكاهد. ولي رهبر انقلاب اسلامي ايران، هوشيارتر از آن بود كه اين‌گونه ترفندها بتواند او را فريب دهد. امام امت در پاسخ به اين دعا ، اعلام نمودند: "اگر امروز تمام نظرها متوجه لبنان نشود و تمام گويندگان از لبنان بگويند، تمام نويسندگان از لبنان بگويند، اين توفيقي است براي امريكا كه ايران جنگ خودش را فراموش كرده و هم عراق از دست مي‌دهد و هم لبنان را ؛ نه مي‌تواند در عراق كاري بكند و نه مي‌تواند در لبنان . ما راه مان اين است كه بايد از راه شكست عراق، دنبال بنان برويم، نه مستقلا ، ان شاء الله " با اين هشدار امام(س) كه "راه قدس از كربلا مي‌گذرد" ، تدبير استراتژي كشور در رابطه با تداوم جنگ با عراق و همچنين اعزام نيرو براي آزاد سازي قدس، مشخص و حجت بر همگان تمام شد.

با اعلام اين تدبير، استراتژي كشور براي آينده مشخص شده بود و از طرفي، مگر نيروهاي مسلح مي‌توانستند اعمال وحشيانه عراق در آغاز تجاوز، يعني ويران كردن شهرها، آواره نمودن زنان، كودكان و سالخوردگان را فراموش كنند؟ آيا تجاوز به نواميس اهالي شهر بستان قابل فراموش شدن بود؟! آيا زنان خرمشهر را كه تا آخرين لحظه در شهر مانده بودند و در نهايت، با هدايت نيروهاي رزمنده، در حالي كه مردان خود را تشويق و تهييج به مقاومت و پايداري مي‌كردند، كودك شير خوار را به پشت افكنده ، كودكي ديگر را در آغوش گرفته و بسته‌اي كوچك از وسايل ابتدايي مورد نياز را بر سر گرذاشته و با حسرت به خانه‌هاي تخريب شده شهر نگاه مي‌كردند، و با پاي پياده شهر را ترك و روانه شهرهاي مختلف كشور شده و سپس آوارگي را تحمل مي‌كردند قابل فراموش شده بود؟! آيا موشكباران شهرها و حمله هوايي به بيمارستان‌ها و منازل مسكوني در اقصي نقاط كشور را ، كه موجب شهيد و مجروح‌شدن افراد بي‌گناه شده بود، قابل فراموش شدن بود؟! آيا با اين اقدامات مگر مي‌شد ادعاي صلح طلبي عراق را باور كرد؟ در چنين شرايطي سه سوال براي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران مطرح بود

 آيا عراق براي رسيدن به اهداف خود پس از احراز آمادگي مجدد و توفيق در فريب ايران، دوباره به ايران حمله خواهد كرد؟

 آيا متجاوزي را كه مرتكب اين همه جنايت عليه ملت بزرگ ايران شده، بايد بدون عقوبت رها كرد؟

 آيا در صورت صحت ادعاي صلح طلبي عراق، وضعيت نيروهاي مسلح كشور، به گونه‌اي بود كه ايران در مذاكرات، موضع برتر سياسي داشته باشد تا بتواند شرايط خو را به عراق بقبولاند؟

براي رسيدن به پاسخ اين سوالات ، هيچ مرجعي بهتر از كتاب آسماني مسلمانان، قرآن كريم، وجود نداشت، كه امام امت با استناد به آيه شريفه "وقاتلو هم حتي لا تكون فتنه" اعلام نمودند. با اين آيه شريفه، استراتژي نطامي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را در همه ابعاد مشخص فرمودند چرا كه و پاسخ سوالات سه گانه فوق در آن مستتر بود.

استراتژي نظام جمهوري اسلامي ايراننيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در پي دريافت اين تدبير و به دنبال اجراي استراتژي مقاومت در مقابل تهاجم عراق ، استراتژي تثبيت و آماده سازي نيروها "پدافند و آماده سازي" ، استراتژي آزاد سازي مناطق اشغال (آفند)و استراتژي باز دارندگي را باسه هدف زير برگزيديد

 كاهش توان نظامي عراق براي جلوگيري از تجاوز مجدد "دفع فتنه"؛ تنبيه متجاوز؛

3. رسيدن به مواضع برتر نظامي براي پشتيباني مذاكرات سياسي و قبولاندن شرايط مورد نظر. نكته‌اي كه بايد به آن توجه داشت، آن است كه عراق بر خلاف ادعاي عقب نشيني ، هنوز از بعضي مناطق خط مرزي كه از نظر نظامي از امتيازهاي خاصي برخودار بود، خارج نشده بود، لذا اولا ، بايد به ادامه اشغال ، حتي يك وجب از خاك ايران خاتمه داده و بيرون رانده مي‌شد و ثانيا، براي قرار گرفتن در مواضع برتر سياسي ، بايد مواضع برتر نظامي به اشغال نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در مي‌آمد.

استراتژي نظامي عراقعراق براي توجيه شكست نيروهاي نظامي خود و افكار عمومي جهان ، با عنوان كردن دلايل سياسي بر شمرده شده، اعلام صلح نمود، ولي بايد بررسي شود كه از ديدگاه نظامي ، دلايل عقب نشيني عراق چه بود و براي آينده چه استراتژي‌اي را خود در نظر گرفته بود؟

از ديدگاه نظامي، مواضع پدافندي عراق در مناطق اشغالي، داراي سه نقيصه به شرح ذيل بوده :

 باز بودن جناحين و دردسترس بودن عقبه؛ آرايش خط پدافندي ضعيف و قابل نفوذ؛ در دسترس نداشتن نيروي احتياط لازمنيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران با بهره‌برداري صحيح از اين نقاط تحت ضعف ، توانسته بودند ضربات كوبنده‌اي بر پيكر نيروهاي عراقي، وارد كنند پس از آن ، در گسترش و توانايي نيروهاي نظامي عراق تغييراتي به وجود آمد كه عبارت‌اند از:

 جناحين خطوط پدافند، با اتكا به مواضع طبيعي حفاظت شد.

 با كاهش خطوط پدافندي و عمق دادن به آن ، اقدام به صرفه جويي قوا نمود.

3. با استفاده از نيروهاي صرفه جويي شده ، نسبت به تشكيل نيروهاي احتياط قوي و در دسترس ، قدرت عكس العمل بيشتري يافت و قابليت انعطاف لازم را به وجود آورد. نتيجه آن كه ، نيروهاي نظامي عراق با آگاهي از تداوم نبرد و به منظور حفظ ماشين جنگي خود، كسب آمادگي متحرك را خط مشي خود قرار دادند.

چگونگي اجراي استراتژي نظامي جديد جمهوري اسلامي ايران

اجراي استراتژي نظامي جمهوري اسلامي، از آن جايي كه مبتني بر تنبيه متجاوز و فرسوده كردن نيروهاي نظامي عراق از طريق وارد كردن هر چه بيشتر خسارت و ضايعات ، آسيب رساندن به مناطق حياتي و تاسيسات اقتصادي و نهايتا تهديد شهرهاي عمده و خطوط مواصلاتي بين شهرهاي عمده بود، تمامي طول جبهه، از جنوبي‌ترين نقطه (فاو) تا شمالي‌ترين نقطه ( سيدكان) را در بر مي‌گرفت.

جامعيت چنين تفكري ، از ويژ‌گي‌هاي زير برخوردار بود:هديد كلي نيروهاي نظامي عراقي در سراسر مرز و فرسوده كردن آنان ؛ ايجاد غافلگيري در نيروهاي نظامي عراق در شناخت محل عمليات نظامي؛ تحميل نبرد به دشمن در نقاط مختلف و در نتيجه ، كشاندن نيروهاي احتياط آن به سراسر جبهه كه فرسودگي آنان را در پي داشت؛استفاده كامل از نيروهاي پياده نظام و كاهش اتكا به نيروهاي زرهي؛ آزاد سازي مناطق باقيمانده از خاك ميهن اسلامي و بخش‌هايي از خاك عراق، با استفاده از ظرفيت نيروهاي محلي مخالف حكومت و نهايتا تصرف نقاط سركوب و استقرار در مواضع برتر نظامي تهديد شهرهاي عمده فاو، بصره ، العماره، مندلي ، كركوك ، موصل ، اربيل، پنجوين، حلبچه، چومان مصطفي ، حاج عمران و سيدكان و خطوط مواصلاتي بين شهرها؛ تهديد منابع حياتي و تاسيسات اقتصادي، نظامي عراق واقع در شهرهاي مورد تهديد ؛ قطع خطوط تداركاتي اصلي عراق با كشور كويت؛

9. وارد كردن دشمن به اقدامات غير متعارف كه موجب بدبيني خلق تحت ستم نسبت به حكومت مركزي شده و همچنين رسوايي اين كشور در مجامع بين المللي و افكار عمومي جهان.



10.
دادن توان برتر نيروهاي مسلح ايران در زمينه‌هاي اطلاعاتي ، عملياتي و تاكتيكي و وحدت و انسجام كليه آحاد ملت در مقابله با متجاوزان و حاميان آن‌ها و دفع فتنه و انگيزي‌هاي آتي.

اجراي عمليات نظامي در استراتژي جديد، نيازهاي زيرا را طلب مي‌كرد، كه نيروهاي مسلح ايران، كاملا از آن برخوردار بودند:

 كسب اطلاعات تاكتيكي و استراتژيكي؛ آغاز تاكتيك‌هاي ويژه براي عبور از موانع طبيعي و مصنوعي؛
 
تغيير در سيستم فرماندهي و اداره ميدان‌هاي جنگ.

4. استفاده كامل از روحيه تهاجمي كه متعاقب پيروزي در عمليات‌هاي بزرگ ، در نيروهاي مسلح مضاعف شده بود و از فرهنگ الهي" متوا قبل ان تموتوا "؛ به دست گرفتن ابتكار عمل در جبهه‌ها

استراتژي باز دارندگي با ويژگي‌ها و توانايي‌هايي بر شمرده براي تحقق اهداف ذكر شده، از سال دوم جنگ با عمليات "رمضان" از تاريخ 23 تير ماه 1361 آغاز و در تاريخ 22 خردادماه 1367 خاتمه يافت و دقيقا پس از 36 روز از آخرين عمليات ، با پذيرش قطعنامه 598 سازمان ملل متحد از طرف ايران، جنگ هشت ساله ايران و عراق به سرانجام رسيد.

اين عمليات‌ها در سراسر جبهه‌هاي غرب كشور، از شمال تا جنوب ، به وسيله نيروهاي مسلح به اجرا درآمد و از نتايج جالب توجه مقايسه عمليات‌ها ، مساوي بودن تعداد عمليات‌هاي درون و برون مرزي و هر يك به تعداد 81 عمليات است.

عمليات برون مرزي انجام شده در طول مدت اجرا، داراي افت و خيزهايي از نظر ميزان موفقيت بوده و انجام آنها علاوه بر وارد كردن ضربات كوبنده بر ساختار نظامي نيروهاي نظامي دشمن آن كشور را وادار به عكس العمل‌هاي غير متعارفي نمود كه عبارت‌اند از:

1. كشانده جنگ به شهرها از طريق بمباران هوايي و موشك باران كه منجر به وارد آوردن تلفات بر مردم غير نظامي ايران شد؛

2. آغاز جنگ نفتكش‌ها در خليج فارس و بر هم زدن امنتي كشتيراني در آب‌هاي جنوبي كه نتيجه آن افزايش حضور ناوگان كشورهاي بزرگ ؛

3. استفاده ا زجنگ افزارهاي غير متعارف شيميايي و ميكروبي در مناطق عملياتي والفجر 2 ، خيبر ، بدر، شلمچه ، سومار، حلبچه.

بمباران شيميايي شهر حلبچه و قتل عام بيش از پنج هزار نفر از مردم كرد آن شهر توسط رژيم عراق در كليه نقاط جهان، بازتاب گسترده‌اي يافت و محكوميت عراق را از طرف اكثر كشورهاي جهان در پي داشت. اين اقدام جنايتكارانه رژيم عراق، نقطه اوج ددمنشي حاكمان عراق را به جهانيان نشان داد.

نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران متقابلا چندين بار با پرتاب موشك و بمباران منابع حياتي و تاسيسات اقتصادي عراق، اقدامات تلافي جويانه‌اي انجام دادند كه مهم‌ترين آن ، پرتاب 13 فروند موشك به سوي تاسيسات شهرهاي كركوك و بغداد در تاريخ 23 بهمن 63 بود.

علاوه براين در خليج فارس با شرارت‌هاي دريايي عراق، مقابله به مثل شد و نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران به خوبي توانست سيادت دريايي را حفظ كند، و همچنين در تمام مدت جنگ تحميلي: نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران با حفظ برتري هوايي در پشتيباني از نيروي‌هاي سطحي ، فعال بود . در هيچ يك از مراحل نبر‌د، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران ، از جنگ افزارهاي شيميايي استفاده نكرد. زيرا اولا، فاقد آن بود و به تعهدات خود مبني بر عدم استفاده از جنگ افزارهاي شيميايي، پايبند و متعهد باقي ماند.

در سال‌هاي پاياني جنگ، سيل كمك‌هاي نظامي و اقتصادي از طريق ابر قدرت‌ها به سوي عراق سرازير شد و محدوديت‌هاي جمهوري اسلامي در زمينه تهيه و تدارك نيازمندي‌هاي نظامي افزايش يافت . ولي با وجوداين دوگانگي رفتار كشورهاي جهان با دو كشور ايران و عراق و از آنجايي كه توانايي‌هاي نيروهاي مسلح ايران براي همگان به اثباط رسيده بود ، جهانيان در معادلات سياسي خود ، تمايل نداشتند كه يكي از طرفين جنگ به پيروزي نهايي برسد.و تلاش مي‌كردند از طريق مجامع رسمي بين‌المللي به گونه‌اي اين جنگ خاتمه يابد كه طرف پيروزي نداشته باشد.

سازو كار طراحي و اجراي عمليات در دوران دفاع مقدس ، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران ، با چنگ انداختن به ريسمان الهي و به صورت پيكري واحد و متحد، طراحي و اجرا و هدايت عمليات را عهده داشتند.

"واعتصموا به حبل الله ولا تفرقوا"

بخشي از نيروهاي مسلح تحت لواي "ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص" و بخشي ديگر تحت لواي"واعدوالهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدوالله و عدوكم" در اجراي استراتژي‌هاي نظامي مختلف دوران مقدس، به صورت يكپارچه عمل نمودند و پيروزي‌هاي غرور آفرين براي كشور و اسلام به وجود آوردند. اين پيروزي‌ها موجب شكوفايي استعدادها، بالندگي سازمان‌ها و يكپارچگي آحاد ملت در پشتيباني از رزمندگان خودشده بود.

برتري توان رزمي حاصل شده، جمهوري اسلامي ايران را به عنوان قدرت برتر منطقه به جهانيان معرفي كرد. عراق به رغم دريافت همه گونه پشتيباني اطلاعاتي و تداركاتي از كشورهاي جهان و همچنين كسب تجربيات نظامي از شكست‌هاي پي در پي، دچار آن‌چنان هراسي از جمهوري اسلامي ايران شده بود كه روياي تجاوز مجدد به خاك مقدس جمهوري اسلامي ايران را از ذهن خود خارج كرد و اين موضع. تحقق اهداف استراتژي باز دارندگي را به اثبات رساند. حوادث بعد از جنگ تحميلي ، نشان داد كه عراق، با داشتن آمادگي، از ادعاهاي خود عليه ايران چشم پوشيده و تمام ظرفيت نظامي خود راعليه كشورهاي ديگر در همسايگي جنوبي خود به كار گرفت و يك بار ديگر ثابت كرد كه حكومت آن كشور، دست از اقدامات تجاوز كارانه خود كشيد و نبايد به آن كشور اجازه داد تا در منطقه كند.

در طول جنگ تحميلي ، بخشي از نيروهاي مسلح ايران كه از ابتداي جنگ در كنار بخش اصلي نيروهاي مسلح، آموزش، تجهيز و پرورش يافته بود، آن چنان احساس بلوغ و بالندگي كرد كه مجوز تشكيل نيروهاي سه گانه جداگانه و رخصت حضور يافتن در ميدان كار و زار را به تنهايي، دريافت كرد و مسووليت طراحي و اجراي اكثر عمليات برون مرزي را پس از سال 1363 ، در دوران استراتژي باز دارندگي، به عهده گرفت. اين دستاورد، يكي از نعمات بزرگ جنگ بود كه رهبر الهي انقلاب ، همواره بر آن تاكيد داشت.

بخش ديگري از نيروهاي مسلح در دوران استراتژي باز دارندگي، به ماموريت ذاتي خود "پدافند از مرزها" پرداخت و عمليات برون مرزي را پشتيباني كرد.

سرانجام جنگ تحميلي با اقتدار جمهوري اسلامي ايران پايان يافت و ملت و نيروهاي مسلح ايران، افتخار دارند كه تنها كشور و حكومت در طول تاريخ ايران هستند كه بدون استمداد از قدرت‌هاي برتر، در مقابل دشمن متجاوز قد برافراشته و با ايثار خون جوانان خود و فداكاري‌هاي بسيار ، پوزه دشمن را به خاك ماليده و خاك مقدس ميهن را از لوث وجود دشمنان تطهير كردند

نكته‌اي را كه بايد دشمنان اين آب و خاك در نظر داشته باشند، اين است كه ملت ايران با هر دين و مذهبي، سرزمين و ارزشهاي ديني خود را از هر چيزي بالاتر دانسته و حاضرند با تمام وجود در راه آن جانفشاني كنند. اين گونه ايثار و فداكاري، از حس وطن خواهي و عشق به آموزه‌هاي ديني، به;عنوان عامل برتري ساز در توان رزمي سود جسته و آن را در هيچ كشوري نمي‌توان يافت.

 روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان

 
1388/7/2 پنجشنبه 
 
روز جهاني قدس 

  بسم الله الرحمن الرحيم
روز قدس، جهانى است، و روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است، روز مقابله ملتهائى است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غير آمريكا بودند، روزى است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند، در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند، روزى است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد، متعهدين امروز را روز قدس مى‏دانند و ...

 روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان


  بسم الله الرحمن الرحيم
روز قدس، جهانى است، و روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است، روز مقابله ملتهائى است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غير آمريكا بودند، روزى است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند، در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند، روزى است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد، متعهدين امروز را روز قدس مى‏دانند و عمل مى‏كنند به آنچه كه بايد بكنند، و منافقين و آنهائى كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنائى دارند، و با اسرائيل دوستى دارند در اين روز بى تفاوت نيستند، و يا ملتها را نمى‏گذارند كه تظاهرات كنند.
روز قدس، روزى است كه بايد سرنوشت ملتهاى مستضعف معلوم شود بايد ملتهاى مستضعف در مقابل مستكبرين اعلان وجود بكنند، بايد همانطور كه ايران قيام كرد، و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد، و خواهد ماليد، تمام ملتها قيام كنند، و اين جرثومه‏هاى فساد را به زباله‏دانها بريزند.
روز قدس، روزى است كه بايد همت كنند و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم، روز قدس روزى است، كه بايد به اين روشنفكرانى، كه در زير پرده با آمريكا و عمال آمريكا روابط دارند هشدار داد، هشدار به اينكه اگر از فضولى دست‏بر ندارند سركوب خواهند شد.
روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است، و روز حكومت اسلامى است.
سخنرانى امام خمينى ره در روز قدس با محتواى و ابعاد وسيعى كه دارد، اهم نكاتش بر تجمع و اتحاد مسلمين براى سركوبى دشمنان اسلام تكيه شده، و اگر مسلمانان نيرومند جهان يد واحده شوند و اختلاف عقيده و اختلاف مذهب را كنار بگذارند، و براى دفاع از حريم اسلام، و قرآن، و كعبه، كه مشترك بين همه اقشار مسلمين عالم است
‏بكوشند، هرگز اجازه تجاوز كفار و منافقين را به حريم اسلام و مقدسات آن نخواهند داد، تا جائى كه چند ميليون صهيونيست قبله اول مسلمين (بيت المقدس) را اشغال نموده، و در بين مسلمين تفرقه و جدائى بيندازند، و اينها هستند كه شيعه را از سنى، و سنى را از شيعه جدا مى‏نمايند، وحدت مسلمين را به هم مى‏زنند، تا كمر مسلمين را بشكنند، و از تفرقه آنان بهره‏هاى خود را ببرند.

 روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان

 
1388/6/24 سه شنبه 
 
پيام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت حماسه‌ي پرشور 22 خرداد 

    حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی، حضور تعیین کننده، مقتدرانه، متین و آرامش آفرین ملت بزرگ و هنرمند ایران را در جمعه حماسی 22 خرداد، لطف و رحمت پروردگار حکیم و حادثه ای خیره کننده و بی همتا خواندند و با اشاره به تجلی رشد سیاسی، عزم انقلابی و ظرفیت مدنی ملت ایران در انتخابات شورانگیز، زیبا و پرشکوه ریاست جمهوری دهم افزودند: مشارکت بیش از هشتاد درصدی مردم و رأی 24 میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یک جشن واقعی است که دشمنان در تلاشند با تحریکات بدخواهانه، شیرینی آن را از کام ملت ایران بزدایند بنابراین آحاد مردم به ویژه جوانان عزیز باید کاملاً هوشیار باشند و هواداران نامزد منتخب و دیگر نامزدهای محترم از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه پرهیز کنند.
متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

ملت عزيز ايران!
مردان و زنان آگاه و شجاع و زمان‌شناس!
سلام خدا بر شما كه شايستگي خود را براي دريافت سلام و رحمت الهي به اثبات رسانديد. جمعه‌ي حماسي شما،‌ حادثه‌ئي خيره‌كننده و بي‌همتا بود كه در آن، رشد سياسي و چهره‌ي مصمّم انقلابي و توان و ظرفيت مدني ملت ايران، در نمائي زيبا و پرشكوه در برابر چشم جهانيان به نمايش درآمد.
اقتدار و عزتي كه شما با آرامش و متانت و كمالِ خود در تاريخ كشور به ثبت رسانديد، و اراده‌ي خلل‌ناپذيري كه در ميان آتشبار جنگ‌رواني دشمنان، با حضور در اين عرصه‌ي تعيين‌كننده نشان داديد، از چنان اهميتي برخوردار است كه با هيچ بيان معمولي و متعارفي نمي توان آن را توصيف كرد. تنها مي توان گفت كه ملت ايران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهي را در خود حفظ كند و دست قدرت خداوند را در حمايت از پيشرفت و تعالي اين كشور، بالاي سر خود نگاه دارد.
انتخابات 22خرداد، با هنرنمائي ملت ايران، نصاب تازه‌ئي در سلسله‌ي طولاني انتخابهاي ملّي پديد آورد. مشاركت بيش‌از هشتاد درصدي مردم در پاي صندوقها و رأي بيست‌وچهار ميليوني به رئيس جمهور منتخب، يك جشن واقعي است كه به حول و قوه‌ي الهي، خواهد توانست پيشرفت و اعتلاي كشور و امنيت ملي و شور و نشاط پايدار را تضمين كند. ديروز شما توانستيد ثابت كنيد كه ايران به بركت شعارها و ارزشهاي انقلاب اسلامي، در برابر تهاجم سياسي و رواني از چنان مصونيت و صلابتي برخوردار است كه با گذشت سي‌سال از آغاز مردمسالاري ديني در اين كشور،‌ از هميشه تازه نفس‌تر و سرزِنده‌تر در صحنه حاضر گشته و دوستان و دشمنان را به ادامه‌ي راه روشن خود مطمئن ميسازد.
اينجانب با فروتني در برابر عزم و ايمان شما مردم عزيز، اين موفقيت بزرگ را به حضرت وليّ‌الله‌الاعظم روحي‌فداه و به روح امام بزرگوار و به يكايك آحاد ملت تبريك عرض ميكنم و همگان را به قدرداني از اين لطف الهي و شكرگزاري در برابر پروردگار حكيم و عليم توصيه مينمايم. گمان بر اين است كه دشمنان بخواهند با گونه‌هائي از تحريكات بدخواهانه، شيريني اين رويداد را از كام ملت بزدايند. به همه‌ آحاد مردم و بويژه جوانان عزيز كه سرزنده‌ترين نقش‌آفرينان اين حادثه‌ي شورانگيز بودند، توصيه ميكنم كه كاملاً هشيار باشند. همواره بايد شنبه‌ي پس‌از انتخابات، روز مهرباني و بردباري باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران ديگر نامزدهاي محترم،‌ از هرگونه رفتار و گفتار تحريك‌آميز و بدگمانانه پرهيز كنند. رئيس جمهور منتخب و محترم، رئيس جمهور همه‌ي ملت ايران است و همه و از جمله رقيبان ديروز بايد يكپارچه از او حمايت و به او كمك كنند. بي شك اين نيز امتحاني الهي است كه موفقيت در آن خواهد توانست رحمت خداوند متعال را جلب كند.
وظيفه‌ي خود ميدانم از همه‌ي كساني كه در خلق اين حادثه‌ي بزرگ نقش آفريدند صميمانه سپاسگزاري كنم: از نامزدهاي محترم كه با مطرح ساختن نقطه‌نظرهاي سياسي و اقتصادي و با سخن و رفتار خود، دارندگان سلايق گوناگون اجتماعي و سياسي را به صحنه آوردند، از نخبگان و برگزيدگاني كه مخاطبان خود را به حضور در اين آزمون بزرگ دعوت كردند؛ از مراجع عظام و علماي اعلام و فرزانگان دانشگاهي و شخصيت‌هاي فرهنگي و سياسي؛ از رسانه‌ي ملي و مديران و طراحان و مجريان و هنرمندان صداوسيما كه نو‌آ‌وري‌هاي تحسين‌برانگيز آنان نقش تعيين‌كننده‌ئي در اين حادثه‌ي فراموش‌نشدني داشت؛ از وزارت كشور و شوراي محترم نگهبان كه با اخلاص و امانتداري كامل به وظيفه‌ي خطير خود صادقانه و سخت‌كوشانه عمل كردند؛ از نيروي انتظامي و ديگر دستگاههاي حافظ امنيت، كه فضاي سالم و باز و آرام را براي مردم تأمين نمودند، و سرانجام و بيش‌از همه، از يكايك رأي‌دهندگان كه براي خود و كشورشان آبرو و ثبات و امنيت فراهم آوردند..
بار ديگر با تضرع و ابتهال، خداي عزيز و قدير را از اعماق جان، سپاس گفته هدايت و رحمتش را براي اين ملت و اين بنده‌ي ناتوان مسألت ميكنم و با سلام به حضرت ولي‌ّ الله‌الاعظم‌ روحي‌فداه به دعا و رعايت و حمايت آن صاحب اصلي اين كشور دل مي‌بندم و به روح امام راحل و ارواح طيبه‌ي شهيدان عزيز درود ميفرستم.

 

والسلام عليكم و رحمةالله
سيّدعلي خامنه‌اي
23/خرداد/1388
 

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان


    حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی، حضور تعیین کننده، مقتدرانه، متین و آرامش آفرین ملت بزرگ و هنرمند ایران را در جمعه حماسی 22 خرداد، لطف و رحمت پروردگار حکیم و حادثه ای خیره کننده و بی همتا خواندند و با اشاره به تجلی رشد سیاسی، عزم انقلابی و ظرفیت مدنی ملت ایران در انتخابات شورانگیز، زیبا و پرشکوه ریاست جمهوری دهم افزودند: مشارکت بیش از هشتاد درصدی مردم و رأی 24 میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یک جشن واقعی است که دشمنان در تلاشند با تحریکات بدخواهانه، شیرینی آن را از کام ملت ایران بزدایند بنابراین آحاد مردم به ویژه جوانان عزیز باید کاملاً هوشیار باشند و هواداران نامزد منتخب و دیگر نامزدهای محترم از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه پرهیز کنند.
متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

ملت عزيز ايران!
مردان و زنان آگاه و شجاع و زمان‌شناس!
سلام خدا بر شما كه شايستگي خود را براي دريافت سلام و رحمت الهي به اثبات رسانديد. جمعه‌ي حماسي شما،‌ حادثه‌ئي خيره‌كننده و بي‌همتا بود كه در آن، رشد سياسي و چهره‌ي مصمّم انقلابي و توان و ظرفيت مدني ملت ايران، در نمائي زيبا و پرشكوه در برابر چشم جهانيان به نمايش درآمد.
اقتدار و عزتي كه شما با آرامش و متانت و كمالِ خود در تاريخ كشور به ثبت رسانديد، و اراده‌ي خلل‌ناپذيري كه در ميان آتشبار جنگ‌رواني دشمنان، با حضور در اين عرصه‌ي تعيين‌كننده نشان داديد، از چنان اهميتي برخوردار است كه با هيچ بيان معمولي و متعارفي نمي توان آن را توصيف كرد. تنها مي توان گفت كه ملت ايران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهي را در خود حفظ كند و دست قدرت خداوند را در حمايت از پيشرفت و تعالي اين كشور، بالاي سر خود نگاه دارد.
انتخابات 22خرداد، با هنرنمائي ملت ايران، نصاب تازه‌ئي در سلسله‌ي طولاني انتخابهاي ملّي پديد آورد. مشاركت بيش‌از هشتاد درصدي مردم در پاي صندوقها و رأي بيست‌وچهار ميليوني به رئيس جمهور منتخب، يك جشن واقعي است كه به حول و قوه‌ي الهي، خواهد توانست پيشرفت و اعتلاي كشور و امنيت ملي و شور و نشاط پايدار را تضمين كند. ديروز شما توانستيد ثابت كنيد كه ايران به بركت شعارها و ارزشهاي انقلاب اسلامي، در برابر تهاجم سياسي و رواني از چنان مصونيت و صلابتي برخوردار است كه با گذشت سي‌سال از آغاز مردمسالاري ديني در اين كشور،‌ از هميشه تازه نفس‌تر و سرزِنده‌تر در صحنه حاضر گشته و دوستان و دشمنان را به ادامه‌ي راه روشن خود مطمئن ميسازد.
اينجانب با فروتني در برابر عزم و ايمان شما مردم عزيز، اين موفقيت بزرگ را به حضرت وليّ‌الله‌الاعظم روحي‌فداه و به روح امام بزرگوار و به يكايك آحاد ملت تبريك عرض ميكنم و همگان را به قدرداني از اين لطف الهي و شكرگزاري در برابر پروردگار حكيم و عليم توصيه مينمايم. گمان بر اين است كه دشمنان بخواهند با گونه‌هائي از تحريكات بدخواهانه، شيريني اين رويداد را از كام ملت بزدايند. به همه‌ آحاد مردم و بويژه جوانان عزيز كه سرزنده‌ترين نقش‌آفرينان اين حادثه‌ي شورانگيز بودند، توصيه ميكنم كه كاملاً هشيار باشند. همواره بايد شنبه‌ي پس‌از انتخابات، روز مهرباني و بردباري باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران ديگر نامزدهاي محترم،‌ از هرگونه رفتار و گفتار تحريك‌آميز و بدگمانانه پرهيز كنند. رئيس جمهور منتخب و محترم، رئيس جمهور همه‌ي ملت ايران است و همه و از جمله رقيبان ديروز بايد يكپارچه از او حمايت و به او كمك كنند. بي شك اين نيز امتحاني الهي است كه موفقيت در آن خواهد توانست رحمت خداوند متعال را جلب كند.
وظيفه‌ي خود ميدانم از همه‌ي كساني كه در خلق اين حادثه‌ي بزرگ نقش آفريدند صميمانه سپاسگزاري كنم: از نامزدهاي محترم كه با مطرح ساختن نقطه‌نظرهاي سياسي و اقتصادي و با سخن و رفتار خود، دارندگان سلايق گوناگون اجتماعي و سياسي را به صحنه آوردند، از نخبگان و برگزيدگاني كه مخاطبان خود را به حضور در اين آزمون بزرگ دعوت كردند؛ از مراجع عظام و علماي اعلام و فرزانگان دانشگاهي و شخصيت‌هاي فرهنگي و سياسي؛ از رسانه‌ي ملي و مديران و طراحان و مجريان و هنرمندان صداوسيما كه نو‌آ‌وري‌هاي تحسين‌برانگيز آنان نقش تعيين‌كننده‌ئي در اين حادثه‌ي فراموش‌نشدني داشت؛ از وزارت كشور و شوراي محترم نگهبان كه با اخلاص و امانتداري كامل به وظيفه‌ي خطير خود صادقانه و سخت‌كوشانه عمل كردند؛ از نيروي انتظامي و ديگر دستگاههاي حافظ امنيت، كه فضاي سالم و باز و آرام را براي مردم تأمين نمودند، و سرانجام و بيش‌از همه، از يكايك رأي‌دهندگان كه براي خود و كشورشان آبرو و ثبات و امنيت فراهم آوردند..
بار ديگر با تضرع و ابتهال، خداي عزيز و قدير را از اعماق جان، سپاس گفته هدايت و رحمتش را براي اين ملت و اين بنده‌ي ناتوان مسألت ميكنم و با سلام به حضرت ولي‌ّ الله‌الاعظم‌ روحي‌فداه به دعا و رعايت و حمايت آن صاحب اصلي اين كشور دل مي‌بندم و به روح امام راحل و ارواح طيبه‌ي شهيدان عزيز درود ميفرستم.

 

والسلام عليكم و رحمةالله
سيّدعلي خامنه‌اي
23/خرداد/1388
 

روابط عمومي شركت پالايش گاز پارسيان

 
1388/3/23 شنبه 
 
12>>>


مجری سایت : شرکت سیگما